⁠ 🖌 #حکایتها ، ۱۵۶

آمده است که کنفسیوس وقتی مغضوب امپراطور چین و محکوم به اعدام شد، شب قبل ازاعدام که در زندان بود، به هم‌بندی خود ‌گفت ببین این پروانه وقتی بال‌هایش را باز می‌کند چه رنگی پیدا می‌کند و وقتی بال‌هایش را می‌بندد چه رنگی! هم‌بندی او گفت: من گمان می‌کردم تو آدم فرزانه‌ای باشی اما می‌بینم ابلهی بیش نیستی. توچگونه با اطلاع از اینکه فردا اعدام می‌شوی می‌توانی به این دل‌ خوش کنی؟ کنفوسیوس گفت من نمی‌گذارم مُردن فردایم مانع لذت بُردن از اکنونم شود. ضمن اینکه اگر می‌دانستم این لذت نبُردن، موجب تخفیف مجازات و مرگ من می‌شود از آن چشم‌پوشی می‌کردم، اما وقتی‌ می‌دانم تأثیری ندارد، چرا از همین مقدار لذت، خودم را محروم کنم.

مقاله‌، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle

Comments

Be the first to add a comment