@sanjarisinaچند رباعی بیست ساله از کتاب عقربه های برنزی:
بشارت
چون عشق ،عظيم می توانی باشی
چون ابر، كريم می توانی باشی
در فرصت باغ غنچه ها می شكفند
از جنس نسيم می توانی باشی
♦️♦️ باران
چون قاصدی از دورترين فرداها
باز آمدی از كرانه ها ، درياها
ذرات حقيقت نگاهت رقصان
در متن مدار جاذب رؤياها
♦️♦️ آه
در هر نفسم شباهتی هست به آه
هستی م هر آنچه بود پيوست به آه
چشم آمد و نور خويش را داد به اشك
لب ، نام ترا برد و نفس بست به آه
♦️♦️ اندوه
باز آمده ايم ، صبح دريا در چشم
پژواك ترانه های ژرفا در چشم
اندوه كبوتريم در كنج قفس
زخمی بر بال و موج رؤيا در چشم
۱۳۷۸
#سینا_سنجری
@sanjarisina