🖋 باید دانست که فرو رفتن در حکایت اختلاف فیلسوفان سخن را به درازا میکشد، چه اشتباه آنها طولانی و نزاعشان زیاد و اندیشههایشان پراکنده و روشهایشان گوناگون و دور از هم است ... [برای مثال] ارسطو بر تمام کسانی که قبل از او بودهاند حتی بر استادش، که افلاطون الهی لقب گرفته، رد نوشته است، و از مخالفت با استادش، بدین طریق معذرت خواسته که گفته است:
"هم افلاطون و هم حقیقت، هر دو دوست منند، ولی حقیقت دوستداشتنیتر است" و ما این حکایت را نقل کردیم تا بدانند که در میان آنها و نیز اصول مکتب آنان هیچگونه استواری و تحقیق نیست و آنها به ظن و تخمین بیتحقیق و یقین، دربارۀ مسائل حکم میکنند. آنها به صدق علم خود در باب الهیات، از طریق علوم حساب و منطق استدلال میکنند و بدین وسیله کمخردان را میفریبند، چه اگر علم آنان در باب الهیات دلایل استواری داشت و از تخمین و گمان به دور بودند مانند علوم مربوط به حساب، دربارۀ آن نیز اختلاف نمیکردند زیرا در علوم مربوط به حساب اختلاف نمیکنند.
وانگهی، سخن مترجمان حکمت ارسطو، از تحریف و تبدیل برکنار نیست و به تفسیر و تأویل بسیار نیازمند است، به حدی که این اختلاف در میان آنها پیکاری بزرگ برانگیخته است.
📚 از کتاب «تهافتالفلاسفه» (تناقضگویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی
📚@philosophycafe