مانا نیستانی کارتونیست، در توضیح کارتون جدیدش به نام «واژه دزدی» نوشته: یکی از ترفندهای رایج سیستم سرکوبگر و دیکتاتور، مصادره به مطلوب واژگان و تحریف مصداق و کارکرد آنهاست. بعبارتی «واژهدزدی».
این که طرفداران یک سیستم تکصدایی و سرکوبگر سعی کنند مرزهای معنایی واژهها را مخدوش و مغشوش و از دایره لغاتی استفاده کنند که هیچ تعلقی به سیستم فکری و حکومتی خودشان ندارد، عجیب نیست. ایشان به هر قیمت و ترتیب قرار است دیکتاتوری را توجیه کنند اما این وسط گاهی خود معترضین و منتقدین و مخالفین هم پشت گرد و غباری که «واژهدزدان» راه انداختهاند، گم میشوند و معنا و مصداق و مرزهای کلمات را گم میکنند.
واژگانی مثل آزادی بیان، قضاوت کردن و قضاوت نکردن، دموکراسی و …
در این گرد و غبار، اینطور جلوه داده میشود که قدرت مطلقه یک کشور که تمام مخالفانش یا در زنداناند یا در تبعید، هیچکس جز ستایشگرانش داخل کشور حق ابراز عقیده ندارند، باعث و بانی قتل و زندان و شکنجه صدها نفر در برهه های مختلف زمانی بوده از روشنفکران دگراندیش مثل پوینده و مختاری و فروهرها تا معترضین سال هشتادوهشت و نودوشش و… انگار رهبر یک گروه سیاسی ساده است و همراهی و تبلیغ او دربرابر دوربین تلویزیون تکصدای حکومتی ، مصداق آزادی بیان، هیچکس هم حق ندارد فرد یا افراد پروپاگاندیست ایشان و نظام را حتی ملامت کند که چرا مسیر دیکتاتور و زدوبند و کشتار و سرکوب مخالفان را تبلیغ میکند، چرا که این ملامت، «خلاف آزادی بیان» است!
دوستان عزیزی که در این گرد و غبار گم میشوید و باور میکنید واقعا آزادی بیان به خطر افتاده! طرف خطاب من شما هستید وگرنه واژهدزدان و حامیان دیکتاتور اساسا دنبال استدلال نیستد: واژگان را نمیشود و نمیتوان به شکلی استفاده کرد که به ضدخود تبدیل شوند، نمیشود به اسم «آزادی بیان» تبلیغِ زمامداری کسی را کرد که بنای حکومتش ضدیت با «آزادی بیان» بودهاست، این تناقض را بچهکوچکی هم میفهمد.
اگر آقای خامنهای رییس یک حزب سیاسی میشد که در اساسنامهاش حقوق هیچ گروه سیاسی اجتماعی مذهبی زیرپاگذاشته نشده و درکنار سایر احزاب سیاسی آزاد بطور برابر بر سر کسب قدرت چرخشی چهارساله رقابت بی تقلب میکرد، هواداری از ایشان و حزبش مسالهای نبود، اما در حال حاضر به عنوان قدرت قاهر و سرکوبگر اول مملکت، تبلیغ رسانهای ایشان، صحه گذاشتن بر سرکوبگری است. جایی نخواندهام «حق سرکوبگری یا حمایت از سرکوبگر و سرکوبگری» به عنوان مصداق آزادی بیان و حقوق شهروندی شمرده شده باشد. بهرحال، من شخصا مشکلی ندارم، پروپاگاندیست آقای خامنهای ایشان را تبلیغ کند، از هیچ حق و حقوقی هم محروم نشود. اما اگر این تبلیغ رسمی و یکطرفه، مصداق آزادی بیان است، سوژه کارتون شدن تبلیغاتچی هم مصداق دیگر آزادی بیان است.
آیا من اگر ایران بودم میتوانستم با پروپاگاندیست حکومت شوخی و سوژهاش کنم و عقیدهام را درباره شیوه رهبری رهبر، ابراز و بابتش داغ و درفش و زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی نبینم؟ پس لطفا این بار که واژگانی مثل آزادی و آزادی بیان به چشمتان خورد که استفاده کننده آن را تحریف و تبدیل به ابزاری ضد خودش در خدمت سرکوبگر کرده، قدری بیشتر تامل کنید.
https://t.me/mananey/2495#مانا_نیستانی #دیکتاتوری #پروپاگاندا
#humanrights #civilrights #iranncorg #IranRegimeChange
ارسال فيلم، عکس و مطلب به ما:
▫️Telegram ID:
@iranncmedia 👈@irannc