◾برنامه‌ی درسی مدرن

◾ست‌گادین ۱۷ شهریور ۱۴۰۰



ما ۱۳۰ سال صرف آموزش کودکان با یک ساختار یکسان کرده‌ایم. حال با ورود برخی از ما به دوران پس از قرنطینه‌ی کرونا، میل دارم راهی مفید(که برخی ممکن است بگویند ایده‌ای رادیکال است)، برای تجسم مجدد برنامه‌ی درسی، پیشنهاد دهم.

یک قرن از زیست‌شناسی، شیمی، حساب، مطالعات اجتماعی و بقیه‌ی موارد گذشته است. زمان زیادی از عمر ساختمان‌هایی که به عنوان موهبتی دیده شده‌اند که قابل تردید یا اصلاح نیستند می‌گذرد. در واقع ساختار بسیار مستحکم برنامه‌ی درسی، مانع از آن می‌شود که مدرسه، کارکردی شایسته داشته باشد.

من فکر می‌کنم، یک جابجایی چشمگیر به تأخیر افتاده است. یکی از موارد زیر می‌تواند برای کودکان از ۶ سالگی جواب دهد. این موارد، اصول تحصیل‌کرده‌بودن را نابود نمی‌کنند ولی همه‌ی عوامل مرتبط با برنامه‌ی درسی را در نظر می‌گیرند(put into context). مهم‌تر اینکه کودکان بجای اینکه تحت فشار و اجبار باشند، به خاطر خودگردان‌ بودن و پروژه‌محور بودن این برنامه‌ی درسی، می‌توانند یادگیری را «انتخاب» کنند.

ما در عصر یک دایرةالمعارف جهانیِ همیشه‌متصل و واقعیات بروزشونده‌ی لحظه‌ای و ماشین‌های تدریس به نام Net زندگی می‌کنیم. به این معنا که میل(want) به دانستن جواب و دانستن نحوه‌ی جستجوی جواب، اهمیت بیشتری نسبت به ازبرکردن جواب(مثل دوران هفت‌سالگی ما) پیدا کرده است. تعداد بسیار زیادی از افراد بخاطر قرارگرفتن در وضعیت انتخاب بین اتلاف وقت و یادگیری، چنان شستشوی مغزی شده‌اند که خیال می‌کنند یادگیری، کاری سخت و پر زحمت است.




◾معرفی برنامه‌ی درسی مدرن
________________________

اساس این ساختار، پروژه‌های دانش‌آموزمحور و خودگردان هستند که برای یادگیریِ روش حل مسائل جالب و نحوه‌ی رهبری و همچنین نحوه‌ی فالوکردن می‌باشند. دوره‌های تحصیلی برای حمایت از این پروژه‌ها بوده، به منزله‌ی ابزارهایی عملی‌اند که دانش‌آموزان می‌توانند در پروژه‌هایشان از آنها استفاده کنند.



◾آمار: شفاف‌دیدن جهان اطراف‌مان و درک تفاوت‌های ظریف، نتایج مشابه و یادگیری رده‌بندی کامپیوتری بر اساس تشابه گونه‌ها(taxometrics). فهمیدن اینکه هرکس و هرچیز در یک جعبه‌ی ساده نمی‌گنجد. یادگیری دیدنِ خطرِ برچسب‌زدن‌های نادرست و پروپاگاندا. و قدرتِ دیدنِ این که چگونه چیزها توزیع شده‌اند.

◾بازی‌ها: بازی‌های محدود و بازی‌های تمام‌نشدنی، الگوریتم‌ها، ساختارهای کسب‌و‌کار، روابط بین فردی، مذاکره، چرا جواب می‌دهند و چه موقع جواب نمی‌دهند. ما همگی این بازی‌ها را انجام می‌دهیم، حتی وقتی اسم‌شان را بازی نگذاریم.

◾ارتباط: گوش‌دادن و حرف‌زدن، خواندن و نوشتن، ارائه‌ها، بررسی نقادانه و همدلی. آیا می‌توانید برای تولید محتوا مطالعه کنید؟ آیا می‌توانید طوری بنویسید که فهمیده شود؟ آیا می‌توانید بلند شوید و خودتان را توصیف کنید و آرام بنشینید و به کسی که تلاش می‌کند تا شنیده شود، گوش فرا دهید؟ وقتی می‌فهمیم که هیچ‌کس دقیقاً مثل ما نیست، چه می‌شود؟




ادامه...



.

Comments

Be the first to add a comment