💰حتی در کشورهایی مثل آلمان، چپ سیاسی دیگر سرمایه داری را مسئول فلاکت (مفلوک سازی/بینواسازی) طبقه کارگر نمی داند و ملامت نمی کند. در مناطق ثروتمند دنیا "مسئله نیروی کار" اهمیت پیشین را از دست داده است و دیگر عامل ایجاد شکاف در جامعه به حساب نمی آید، هرچند همچنان می توان (و باید) در سطح جهانی به آن پرداخت.

همچنین دیگر از نقدها درباره از خودبیگانگی نیروی کار در سرمایه داری نمی شنویم. اکنون که بنگاه های سرمایه داری در عصر پسا-فوردیسم به سراغ تولید تکی (نوعی از فرایند تولید که امکان تولید محصولات بسیار متنوع در طیفی گسترده را با بهای تمام شده تولید انبوه فراهم می کند) با استفاده از گروه های کاری رفته اند و کارگران آزادی عمل نسبی برای طراحی محل کارشان دارند، آن نقدهای پیشین دیگر برندگی و اعتبار خود را از دست داده است. همچنین خلاقیت نیز نه تنها حاکی از مهارت و استعداد افراد و ارزشمند تلقی می شود، بلکه حتی در بازار خواسته می شود و تقاضا برای آن وجود دارد. به نظر می رسد سرمایه داری اصلاح پذیری بالایی دارد و می تواند با سازگار ساختن خود (به منظور اجتناب از بسیاری از نقدهایی که نشانه اش رفته اند) بسیار تغییر کند ، به طوری که بسیاری از نقدهای امروز هم دیگر موضوعیتی نداشته باشد.

📚(تاریخ مختصر سرمایه داری، یورگن کوکا)
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment