✅ از کارمندان خود بازخوردهای مهم و صادقانه بگیرید.چندی پیش در نشستی شرکت کردم که در آن مدیر جدیدی برای کارکنان بخش خود سخنرانی میکرد. او در مقدمه صحبتهایش گفت: «یکی از چیزهایی که در من پیدا خواهیدکرد این است که بسیار خویشتن آگاه و بازخورد گرفتن در من بالاست»این در حالی بود که من از گوشه و کنار سالن حالت تعجب رادرچشمان شنوندگان میدیدم.طی سی سالی که در حال کار کردن با رهبران هستم بارها و بارها شنیدهام که آنها خود را آگاه و خویشتن آگاه مینامنداما خویشتن آگاه نامیدن خود به معنای این نیست که شما واقعاً خویشتن آگاه هستید درحالیکه همه ما میدانیم که آگاه بودن نسبت به خویشتن منجر به بهبود عملکرد تیم میشود،اما تحقیقات حاکی از آن است که بیشتر افراد در کار این آگاهی راازخودنشان نمیدهند.بعد از سخنرانی این مدیر من خودم را معرفی کردم وباکنجکاوی از او پرسیدم که:«شما برای رسیدن به این خویشتن آگاهی و پذیرش بازخوردچه کاری انجام میدهید؟»او در مقابل گفت:«یکی ازاولویتهای هرساله من بازخورد گرفتن ۳۶۰ است.»اینجا میتوانید درباره بازخورد ۳۶۰ درجه بیشتر بخوانیدو من در ادامه پرسیدم که: «با توجه به گرفتن بازخوردچه بهبودهایی در کارتان حاصل شده است؟» او گفت: «خب برای نمونه سال گذشته من بازخوردهایی گرفتم مبنی بر اینکه جلسات گفتگوی ما بسیار طولانی است ومن زمان۳۰دقیقه از آن کاستم»اینجا دقیقاً همانجایی بود که نگاههای حضار کاملاًمحسوس و متعجب بود.خوشبختانه لازم نیست که شماحتماً بازخوردهای رسمی۳۶۰درجهای دریافت کنید تا بتوانید بفهمید دیگران شما را بهعنوان رهبر چگونه میبینند؛اگر واقعاً بخواهید دریابید که دیگران چگونه به شما نگاه میکنند،این چهار مورد را به کار بگیرید: 1⃣از همکارانتان درخواست بازخورد کنید.رایجترین راه برای درک اینکه دیگران درباره شما چطور فکر میکنند، این است که از آنها سؤال بپرسید. اگر شما درخواستی در این زمینه نداشته باشید بهاحتمال بسیار زیاد حقایق زیادی درباره اینکه کار کردن با شما به چه معنایی است هم دریافت نخواهید کرد.بیخبری لزوماً به معنای خوشخبری نیست.چه درجلسات گروهی یا جلسات فردی لازم است که دیگران احساس امنیت کنند و بتوانند راحت بازخورد دهند اگر شما بهطور منظم نظرات مخالف را دریافت نمیکنید یا دغدغههای دیگران رادرباره کارهایی انجام میدهید یا به عهده گرفتهاید،نمیشنوید جای نگرانی است.رهبرانی که من با آنان کار میکنم پس از جلساتی که مسائل و تصمیمات دشواردرآن مطرح میشود،سوالاتی را مطرح میکنند:«چه احساسی در این مورد داشتید و چه چیزی را من بهتر میتوانستم انجام دهم»دراین صورت است که تیم متوجه میشود که رهبر واقعاً به دنبال گرفتن نظرات و پذیرش مهربانانه آن است. تکیه بیشازحدی به فرآیند بازخورد ۳۶۰ درجه شده است و ازآنجاییکه در این نوع بازخورد گرفتن افراد به شکل ناشناس پاسخ میدهند،این کار موجب شده جای صحبتها خالی بماند درعینحال که هرگونه تبادل بازخورد بین رهبران و پیروهای آنان باید به تحکیم روابط بیانجامد و نه به آنکه آن را سختتر کند 2⃣سرنخهای غیرکلامی را در بازخورد گرفتن دنبال کنید بازخورد گرفتن ظرافتهای خاص خود را دارد. افراد دائماً از طریق سرنخهای غیرکلامی درباره احساس خود نسبت به شما اطلاعات میدهند درحالیکه ممکن است افراد بازخوردهای کلامی را پیش خود نگاه دارند، چهرهها و بدنهای آنان داستان متفاوتی را بازگو میکند.اگرشما یاد بگیرید که این سرنخها را بخوانید،سیلی از اطلاعات را درباره خود دریافت خواهید کرد.بیش از ۶۵ درصد از روابط بین فردی،غیرکلامی هستند بنابراین تشخیص تضاد میان گفتار و کردار میتواندبه شکل فزایندهای به شما این توانایی رابدهد که ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.زمانی که افراد به پایین نگاه میکنند یااز تماس چشمی با شما اجتناب میکنند زمانی که یک همکار ناگهانی ساکت میشود یا زمانی که یک همکار میانهرو حالت دفاعی به خود میگیرد، حواس خودتان را جمع کنید 3⃣متوجه باشید که داستان را چگونه روایت میکنید ما به شکل طبیعی میخواهیم همهچیز را به شکلی مثبت تفسیر کنیم.به روایت درونی خودازآنچه در پیرامونتان در حال اتفاق افتادن است توجه کنید.اگر این صدادرحال متقاعد کردن شماست که همهچیز خوب عالی است گامی فراتر بگذاریدوروند را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید.توجه داشته باشید که صدایی که در سرتان مشغول به صحبت کردن است قصد دارد که خودراتوجیه کند یا تسکین دهد،جملاتی مانند اینکه«فکر میکنم همهچیز خوب پیش رفت،پس چرا هیچکسی سوالی نداشت» یا این مساله که «آنها حتماً درک میکنند که من گاهی کمی بیتاب میشوم اما میدانند که به آنها واقعاً اهمیت میدهم.»،یا«نمیتوانم باور کنم که آنها فکر میکنند من بیحوصله هستم»