۵- این واقعیت را بپذیرید که هزینهی تحویل چیزی در موعد مقرر، بیش از تحویل آن در هر زمانی است که آماده باشد. در نتیجه شما در ازای ارزشِ قولی که میدهید و ضربالاجلی که برای تحویل بموقع کار، تعیین میکنید، باید پول بیشتری دریافت کنید و شاید معاملهی بزرگتری بکنید و آن پول را خرج تضمین انجام کار در آخرین مهلت تعیینشده بکنید.
۶- ضربالاجلها توسط کسانی که «بهترین تلاششان را میکنند»، رعایت نمیشوند. تحویل کار در ضربالاجل تعیینشده، نیازمند یک تفکر سیستمی درمورد وابستگیها(dependencies)، موجگیرها و سناریوپردازیهاست. اگر مرتباً از کار میزنید یا برای تمامکردن کار، کُند و فرسوده میشوید، دچار مسئلهای در سیستمها شدهاید.
۷- چارهی feature creep[ گسترش مداوم و بیش از حد یک محصول با افزودن تدریجی ویژگیهای اضافی و جدید به آن محصول. م]، هرسکردن گاهوبیگاه آن نیست. این کار از نظر احساسی، خستهکننده است و به یک شکست در جنگ شبیه است. چارهی کار، ساختاربندی مجدد مختصات و حذف و اضافهی جزئیات کار است. عبارت «این ویژگی در نسخهی بعدی خواهد آمد.» کاملاً پاسخ قابلقبولی است. مخصوصاً وقتی مردم به نسخهی حال حاضر یک محصول، وابستگی پیدا کردهاند و میخواهند سرموعد به دستشان برسد.
۸- یک ضربالاجل، قطعاً به تنهایی، سرانجامی نخواهد داشت. ولی اگر شما بتوانید یک ضربالعجل بزرگ را به ۱۰ یا ۱۵ مقصد متوسط تقسیم کنید، خیلی پیشتر از آنکه مشکلی پیش بیاید و زیادی دیر شود، شما به پیشرفت کار خود واقف خواهید شد.
۹- شما نمیتوانید با حاملهکردن ۹ زن، در عرض یک ماه، صاحب یک نوزاد شوید! سرازیرکردن افراد بیشتر در یک پروژه، در اغلب اوقات، سرعت پروژه را بیشتر نمیکند. اگر شما میخواهید مسئلهی تأخیر در ضربالاجلها را با این روش حل کنید، ممکن است کارتان بیشتر عقب بیفتد. به جای این کار، شما میبایست هر جزئی از پروژهتان را به دست عدهی مناسبی از افراد بسپارید و تا حد امکان، تعداد زیادی از اجزاء نیز فعالیت موازی با هم انجام دهند.
۱۰- گلوگاهها(bottlenecks)، فقط تا حدی مفیدند. [ گلوگاهها جایی در خط تولید هستند که در صورت ازدحام محصولات و بارِ کاری زیاد در پشت گلوگاه، تأخیر در روند کار ایجاد میشود. م] اگر شما فقط از یک نفر برای تأیید همهی اجزای پروژه استفاده کنید، بعید است بتوانید خیلی از کارهای موازی را پیش ببرید. راه حل جایگزین، ایجاد مشخصات دقیق، قبل از انجام پروژه است که در آن، خیلی از استانداردها حتی قبل از شروع کار، مورد تأیید قرار گرفتهاند.
۱۱- بحث دربارهی زمانبندی، اغلب به موضوعاتی مثل اعتماد، شرم و تلاش کشیده میشود. درحالیکه گفتگوهای جداگانه دربارهی ساختار سیستم و دادهها، مفیدتر از بحث دربارهی متعهدکردن افراد و شخصیت آنهاست.
۱۲- مسائل پنهان، حل نمیشوند. در جهان ما که بیش از حد بههم متصل است، هیچ دلیل فنی وجود ندارد که چرا مدیر یک پروژه نمیتواند از آنچه تیم متخصص دربارهی وضعیت پروژه میداند، مطلع باشد.
مثل خیلی از موضوعات مهم، وفای به عهد و عمل به ضربالاجلها، یک مهارت است و تا وقتی اینگونه است، ما میتوانیم آن را یاد بگیریم.