✳️ وقتی همه ناامید میشوند، رهبر تازه کارش را آغاز میکند✅ من چندان اهل فوتبال نیستم و معمولاً بهدلیل شرایط و اقتضائات، مسابقات را دنبال میکنم. در یکی از بازیهای جام جهانی، مسابقه سنگال و بلژیک را بهصورت مستقیم تماشا کردم. با وجود آنکه زمان پخش مسابقه از نیمهشب گذشته بود و خوابم را تحت تأثیر قرار میداد، به این دلیل که بلژیک یکی از همگروههای ایران بود، علاقه داشتم ببینم این تیم چه ظرفیت و توانمندیهایی دارد و جایگاه ایران در این گروه تا چه اندازه قابل ارزیابی
است.
■ اما آنچه بیش از خود فوتبال، ذهن مرا درگیر کرد، مسئله
«رهبری» بود.
تا حدود دقیقه ۷۵، تیم سنگال با نتیجه ۲ بر صفر از بلژیک پیش بود. بازیکنان و هواداران سنگال غرق در شادی بودند و در سوی دیگر، چهرههای غمگین و ناامید هواداران بلژیک بهخوبی نشان میداد که بسیاری از آنان شکست را پذیرفتهاند. هنر کارگردان تلویزیونی نیز در انتقال این احساسات قابل توجه بود؛ از نمایش شور و شعف سنگالیها گرفته تا نمایش سکوت و اندوه بلژیکیها.
■ اما در میان همه این تصاویر، صحنهای بیش از همه توجه مرا جلب کرد: سرمربی بلژیک.
🔺او با آرامشی مثالزدنی، در حالی که با خودکار و کاغذ مشغول یادداشتبرداری و تحلیل شرایط بازی بود، نه نشانی از اضطراب داشت و نه اثری از تسلیم. در شرایطی که تیمش دو گل عقب بود و بسیاری امیدی به بازگشت نداشتند، او همچنان در حال محاسبه، تحلیل و طراحی راهحل بود.
سپس تصمیمی گرفت که شاید در آن لحظه برای بسیاری عجیب به نظر میرسید: تعویض بازیکنان. حتی یکی از بازیکنان شاخص خود را، با وجود نارضایتی و ناراحتی او، از زمین خارج کرد. چند دقیقه بعد، روند بازی به تدریج تغییر کرد. بلژیک که در نیمه نخست عمدتاً تحت فشار بود، به تعادل رسید، اعتمادبهنفس خود را بازیافت و توانست دو گل خورده را در ۹۰ دقیقه قانونی جبران کند. سرانجام، گل سوم را در وقتهای اضافه به ثمر رساند و پیروزی را از دل شکست بیرون کشید.
■ در آن لحظه، با خود گفتم: «آفرین به این رهبر.»
📌 این مسابقه برای من یک درس بزرگ مدیریتی داشت:
■ رهبر واقعی کسی نیست که در شرایط عادی و هنگام پیروزی، تیم را هدایت کند؛ هنر رهبری زمانی آشکار میشود که همه ناامید شدهاند، اما رهبر هنوز به تحلیل، تصمیمگیری و اقدام ادامه میدهد.
■ آرامش در بحران، اعتماد به دانش، قدرت تصمیمگیری، و شجاعت ایجاد تغییر، ویژگیهایی هستند که رهبران بزرگ را از دیگران متمایز میکنند.
■ شاید بتوان گفت که شانس و دعا نیز در موفقیت بیتأثیر نیستند، اما در میدان رقابت، این دانش، آمادگی، تحلیل و شایستگی است که در نهایت حرف اول را میزند. شانس زمانی به کمک انسان میآید که پیش از آن، لیاقت و آمادگی لازم وجود داشته باشد.
■ این مسابقه برای من بیش از آنکه یک بازی فوتبال باشد، یک کلاس درس مدیریت و رهبری بود.