روایت اردشیر درویشی از شکنجههای درونی منافقین / باند زامبیها با مخالفان خود چه میکند؟ وقتی که در سال ۷۳ من را با یک اتهام واهی فقط به خاطر اینکه گفته بودم سازمان به انحراف کشیده شده است و کلاً به صدام وابسته شده و هیچگونه استقلالی ندارد زندانی کردند. من وارد زندان ۴۰۰ شدم در سلول انفرادی قرار داشتم. زمانی که من را با چشم بند به زندان ۴۰۰ بردند بعد از اینکه چشم بندم برداشته شد مختار و سیروس جنت را دیدم.
آنها میگفتند وقتی کسی مخالف باشد طعمه و بریده بوده و وابسته به نظام جمهوری اسلامی و عنصر سپاه پاسداران است.
شکنجههای آنجا بدین صورت بود که با چشم ها، دست و پاها را میبستند و با شلنگ میزدند. انگشت پای چپ مرا با انبر دست شکنجه کردند و زیر شکنجه از هوش رفتم. دکتر وحید که دکتر گروهک بود برای معاینه من آمد. سه روز بعد که من را مجددا برای شکنجه بردند یکی از شکنجهگران آمد و گفت برادر عادل انگار بدن پرویز یخ کرده و بعداً فهمیدیم که زیر شکنجه کشته شده است.
👁🗨 فراق؛ طلوع حقیقت، برای فروپاشی ظلمتسایت|
تلگرام|
اینستاگرام|
فیس بوک|
توییتر|
آپارات|
بله |
ایتا