✅ روایتی کمترشنیدهشده از چاپ جوابیه علامه به کتاب شهید جاوید
سید ضیاء الدین صدرالاشرافی:
🔸 هر دوشنبه به قم میآمدم و از ساعت 4 الی 6 خدمت علامه طباطبائی بودم و بعد به تهران خدمت دایی (و استادم آقای میرزا جعفر سلطان القرایی) میآمدم.
🔹 وقتی کتاب شهید جاوید (آیة الله صالحی نجفآبادی) چاپ شده بود موقع رفتن به منزل علامه (در کوچه مسعود) در کتابفروشیها دیدم کتابی است که روی جلد آن نوشته شده: جواب علامه طباطبائی به کتاب شهید جاوید. آن را خریده به منزل علامه آمدم.
🔸 ایشان از دیدن کتاب بسیار ناراحت شدند و گفتند: آقا! من در این مجادلات وارد نمیشوم. داستان این است که دو سال قبل آمدند به اصرار از من خواستند تا نظرم را در مورد علم امام بنویسم. گفتم: من اهل فتوا نیستم. اما اصرار و اذیت به حدی بود که همین چند سطری را که ملاحظه میکنید نوشتم که: بنا به نظر اکثریت علماء شیعه، امام به اذن الله عالم به غیب است. و آقایان برداشتهاند و آن را وسیله مجادله خود قرار دادهاند!
🔹 آمدم در تهران قضیه را به دایی جان که در پاتوقشان نشسته بودند نقل کردم. مرحوم آقای محدّث ارموی (شوهر خواهر مرحوم جلال آل احمد) وارد شد. شروع به فحاشی بر علیه مؤلف کتاب شهید جاوید کرد و گفت: علامه طباطبائی [بهخاطر این کتاب] به پهنای صورت اشک میریزند!
🔸 دایی جان با آرامش فراوان فرمودند: آقای محدّث! اولاً قذف (ناسزاگویی به) مؤمن حرام است. ثانیا ضیاء دیروز از پیش علامه آمده و بر عکس، علامه از شیّادی مخالفین ناراحت است.
📚 زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم میرزا جعفر سلطان القرایی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص 92.
@AllameTabatabaei