کولبر
و ما
تکههای یک نقشه را
بر سیمهای خاردار نگه داشتهایم
از من مسیر گم شدنم را نپرسید
چیزی به یاد نمیآورم
پدرم کولبر بود
ومن آن استخوان های گمنام را
میشناختم
که زبانش را از حلقومش
بیرون کشیده بودند
از من مسیر گم شدنم را نپرسید
سکوت
زبان مادری من است
که از حلقومم بیرون کشیده شده
و سالهاست
صورت مادرم را
شکسته تر میکند
«سروش جعفر قلی»
عکاس: سرور فرهادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing