✳️👆 گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵»: ایجاد ۷۸ میلیون فرصت شغلی جدید تا سال ۲۰۳۰، اما نیاز فوری به ارتقای مهارتها برای آمادهسازی نیروی کار Future of Jobs Report 2025: 78 Million New Job Opportunities by 2030 but Urgent Upskilling Needed to Prepare Workforces ✍دکترسیدعلیرضاهاشمی ✅ تحلیل گزارش مککینزیِ برای مدیران عامل. ●در گزارش، بخش مککینزی را اگر از زاویه «تحلیل، تشخیص و تجویز» بخوانیم، ساختار جالبی دارد: ۱. تحلیل مککینزی: چه چیزی در حال تغییر است؟ گزارش سه روند اصلی را برجسته میکند: الف) اتوماسیون و AI تا ۲۰۳۰ بخش قابلتوجهی از فعالیتهای کاری ــ در گزارش تا حدود ۳۰٪ ساعات کاری ــ میتواند تحت تأثیر اتوماسیون قرار گیرد؛ و این تحول فقط کارهای کممهارت را دربرنمیگیرد، بلکه برخی وظایف حرفهای و تحلیلی را نیز تغییر میدهد. ب) افزایش اهمیت مهارتهای پیچیده و انسانی تقاضا برای STEM، خلاقیت، حل مسئله، ارتباطات و توانایی کار با فناوری افزایش مییابد. همچنین مشاغلی که به همکاری انسانی، خلاقیت، قضاوت و مهارتهای اجتماعی نیاز دارند، نسبت به اتوماسیون مقاومتر توصیف شدهاند. ج) جابهجایی و بازآموزی نیروی کار گزارش از نیاز گسترده به تغییر شغل یا بازآموزی سخن میگوید و در افق ۲۰۴۰ نیز بر ترکیب فناوری با مهارتهای انسانی و حرکت کار به سمت وظایف تخصصیتر و دارای ارزش افزوده بالاتر تأکید میکند. ●تشخیص مککینزی: مسئله اصلی چیست؟ اگر از «تحلیل» عبور کنیم، تشخیص ضمنی گزارش این است که مسئله آینده بازار کار، صرفاً «از بین رفتن شغلها» نیست؛ بلکه تغییر ماهیت کار و شکاف میان مهارتهای موجود و مهارتهای موردنیاز است. این نکته مهم است، چون گزارش همزمان از حذف ۹۲ میلیون شغل و ایجاد ۱۷۰ میلیون شغل تا ۲۰۳۰ سخن میگوید؛ یعنی مسئله، انقباض ساده بازار کار نیست، بلکه بازآرایی آن است. ◇بنابراین:تشخیص مککینزی مسئله، «AI جای انسان را میگیرد» نیست؛ مسئله، «کار انسان تغییر میکند و انسان باید با آن تغییر کند» است ●تجویز مککینزی: حالا چه باید کرد؟ از متن گزارش، سه تجویز اصلی استخراج میشود: ۱. بازآموزی و ارتقای مهارتها یادگیری مادامالعمر باید به بخش جداییناپذیر مسیر شغلی تبدیل شود. ۲. حرکت از مهارتهای صرفاً تخصصی به مهارتهای ترکیبی ترکیب: Technology + Human Skills اهمیت بیشتری پیدا میکند. ●بازطراحی نقشها، نه صرفاً حذف افراد وقتی اتوماسیون وظایف تکراری را میگیرد، ارزش انسان باید به سمت کارهایی برود که نیازمند قضاوت، خلاقیت، حل مسئله، ارتباط و همکاری هستند. و به نظرم مهمترین نکته برای این چارچوب گزارش مککینزی را میتوان دقیقاً در مدل Analysis → Diagnosis → Prescription گرگ فیشر قرار داد: •تحلیل: کار چگونه در حال تغییر است؟ •تشخیص: شکاف اصلی میان وظایف/مهارتهای موجود و وظایف/مهارتهای آینده است •تجویز: بازطراحی کار + اتوماسیون هوشمند + بازآموزی + تقویت مهارتهای انسانی. و این با آن چیزی که قبلاً درباره سه مرحله فیشر مطرح کرده بودیم خیلی خوب جور درمیآید: تحلیل بدون تشخیص = انباشت داده درباره آینده تشخیص بدون تجویز = فهم مسئله بدون اقدام تجویز بدون تحلیل و تشخیص = نسخهنویسی کور در واقع، گزارش مککینزی بیشتر از آنکه یک پیشبینی درباره «آینده مشاغل» باشد، یک زنجیره استدلال درباره تغییر «وظایف → مهارتها → نقشها → سازماندهی کار» است.