‌
سال‌ها پیش با همسر و سه فرزندش به روستای مادری و پدری‌ام آمد و همان‌جا خانه‌ای ساخت و ساکن شد. کارش رنگ‌آمیزی خانه و ساختمان است. انسانی است بسیار صادق و پاکیزه. با همین درآمدش از کارگری و رنگ‌آمیزی، کم‌کم زندگی‌اش را رونق داد. در کارش بسیار دقیق است. از معدود استادکارانی است که دست‌مزدش را هم‌چنان «روزمزد» حساب می‌کند و نه متری. در کارش بسیار دقیق است و بدون هیچ‌گونه نظارتی، سر ساعت می‌آید و کارش رو با حوصله و دقت بسیار انجام می‌دهد و سر ساعت هم می‌رود. و درنهایت هم سر همان موعدی که قولش را داده بود، تحویل‌تان می‌دهد. وسط کار هم اگر درخواستی داشته باشید، برای‌تان انجام می‌دهد. اکنون دو تا از فرزندانش ازدواج کرده‌اند و صاحب دو نوه است. فرزندانش هم بسیار راست و درست هستند. اگر بخواهم با ادبیات دینی توصیفش کنم، او مصداق واقعی «نان حلال بر سر سفره بردن» است که با کار مسئولانه و قناعت، زندگی‌اش را چرخاند و اکنون می‌توان گفت که رفاه نسبی دارد. این روزها یافتن استادکاری چنین مسئولیت‌پذیر و ماهر، که قیمت مناسب و منصفانه هم بدهد، بسیار سخت و دشوار است. سلامتی و لب‌خندشان را آرزومندم.

@REsearchers
‌

Comments

Be the first to add a comment