♦️♦️♦️#غزل
هنوز
از تو می گویم هنوز آری هنوز از چشم هایت
لحظه ای بنشین که شعر تازه ای دارم برایت
از تو می گویم که بعد از تو کسی در شعرهایم
گل نکرد ای دوست آنگونه که تو با چشم هایت
سبزتر از سرو در باغ بهاران قد کشیدی
زردتر از برگ در پاییز افتادم به پایت
تو به سوی روشنی رفتی و من با خاطراتم
رو به سوی خواب ها و آرزوها در هوایت
چشم تو بیگانه با من نیست با من این غریبه
با من این تنها که روزی بود تنها آشنایت
کوچه ها را کوچه های تنگ و تاریک زمان را
روزها و لحظه ها گشتم به دنبال صدایت
.....
اینک آری هر چه باشد روبروی من تو هستی
لحظه ای بنشین که شعر تازه ای دارم برایت
#سینا_سنجری
دی ۱۳۷۱
#باغ_اساطیر
T.me/sanjarisina