نکته نخست:
این تکه از نوشته های استاد شفیعی کدکنی را بخوانید:
" ما در شعرِ قرن بیستم ایران، مدرنهای قابل قبولی از طراز نیما و فروغ و سپهری و شاملو داشتهایم و اگر فهم ما از مدرنیسمْ محدود و منحصر در کوتاه و بلند کردن مصراعها نباشد، بهار و ایرج و شهریار و پروین و شاعران بزرگ دیگری را هم باید مدرنهای عصر ما و خودشان به شمار آوریم. اما مدرنیسمِ مفت و مجّانی –که شعارش «سنگ مفت، چُغُوک مفت» است– هنوز هم از رو نرفته است، زیرا به هیچ گونه هزینهای جز «دعوی» نیاز ندارد و آسانترین کارها همین ادّعاست."
ضمن احترام به ایشان باید گفت چنین نیست. چه کسی گفته کوتاه و بلند کردن مصراع ها شعر را مدرن می کند. چرا هنوز در این پله مانده ایم.مگر خودتان استاد عزیز شعر نو نیمایی نسروده اید؟ آیا فقط مقصودتان کوتاه و بلند کردم مصاریع بوده و هیچ قصد دیگری نداشته اید؟ با کدام متر و معیار پروین اعتصامی را در کنار فروغ و لابد ایرج را در کنار سهراب شاعر مدرن می دانید؟
البته اگر نشانه مدرنیسم اشاره به اتفاقات زمانه و آوردن کلمات تازه ست که ذکر نام ادیب پیشاوری و رشید یاسمی را فراموش کردید.
اگر نیمایی در کار نبود معلوم نبود از چه باید بر می آشفتید. همانطور که زمان در زبان و زمانه ادیب پیشاوری متوقف نماند در نیما و شاملو و سپهری نیز نخواهد ماند گو اینکه ما تا قرن ها شعر ایشان را بخوانیم ولی قرار نیست دیگران نسخه بدل ایشان باشند.
...نکته دوم بماند تا بعد
T.me/sanjarisina