در هجوم تشنگی، در سوز خورشید تموز
پای در زنجیر خاک تفته می نالد گون:

"روزها را می کنم، پیمانه، با آمد شدن."
غوک نیزاران لای و لوش گوید در جواب:

"چند و چند این تشنگی؟ خود را رها کن همچو ما
پیش نه گامی و جامی نوش و کوته کن سخن."

بوته ی خشک گون در پاسخش گوید: "خمش!
پای در زنجیر خوش تر، تا که دست اندر لجن."

شفیعی کدکنی

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment