📍مسئله ۵ وقتی تجربه مدیر، تبدیل به زندان تصمیمگیری میشود ● تجربه یکی از ارزشمندترین داراییهای یک مدیر است؛ اما یک نقطه خطرناک وجود دارد: وقتی تجربه گذشته به جای اینکه راهنما باشد، تبدیل به قانون همیشگی شود. مدیری که سالها در یک بازار فعالیت کرده، طبیعی است که الگوهایی را بشناسد. اما بازار، مشتری، فناوری و رفتار کارکنان ثابت نمیمانند. چیزی که پنج سال پیش جواب داده، الزاماً امروز بهترین راهحل نیست. ● یک مثال مدیریتی مدیری میگوید: «ما قبلاً تبلیغات اینترنتی انجام دادیم، جواب نداد.» پس تبلیغات دیجیتال را کنار میگذارد. اما آیا واقعاً میتوان گفت «تبلیغات اینترنتی جواب نمیدهد»؟ یا شاید: • پیام تبلیغاتی مناسب نبوده، • مخاطب اشتباه انتخاب شده، • پیشنهاد جذاب نبوده، • زمانبندی اشتباه بوده، • یا نتیجه درست اندازهگیری نشده است؟ یک تجربه ناموفق، لزوماً یک قانون عمومی نیست. ● دام ذهنی مدیر باتجربه مدیر تازهکار ممکن است به دلیل کمبود تجربه اشتباه کند. اما مدیر باتجربه گاهی به شکل دیگری اشتباه میکند: به دلیل تجربه زیاد، بیش از حد مطمئن میشود. ● جملههایی مثل: «من این بازار را میشناسم.» «این کار را قبلاً امتحان کردهام.» «این مشتریها همین هستند.» «این روش همیشه جواب داده.» گاهی نشانه تجربهاند؛ اما گاهی نشانه بسته شدن ذهن به روی شواهد جدید. ● یک تفاوت مهم تجربه خوب یعنی: «من از گذشته الگو میگیرم.» تجربه خطرناک یعنی: «چون گذشته اینطور بوده، آینده هم حتماً همینطور خواهد بود.» مدیر حرفهای گذشته را حذف نمیکند؛ اما اجازه نمیدهد گذشته، آینده را از قبل تعیین کند. ● تمرین مدیر یک تصمیم یا روش قدیمی در کسبوکارتان انتخاب کنید که هنوز به همان شکل اجرا میشود. از خودتان بپرسید: اگر امروز برای اولین بار با این مسئله مواجه میشدم، باز هم همین راهحل را انتخاب میکردم؟ اگر پاسخ «نه» است، احتمالاً وقت بازنگری رسیده است. ● سؤال این هفته کدام تجربه موفق یا ناموفق گذشته باعث شده امروز بدون بررسی دوباره، یک تصمیم را درست یا غلط فرض کنید؟ گاهی رشد مدیر از یادگیری یک روش جدید شروع نمیشود؛ از زیر سؤال بردن روشی شروع میشود که بیش از حد به آن عادت کردهایم.