✳️ داستان مدیریتی درخصوص کانون کنترل بیرونی /درونی: دو مدیر، یک بحران

در یک شرکت تولیدی، ناگهان یکی از بزرگ‌ترین مشتریان سازمان قرارداد خود را لغو کرد. این اتفاق، حدود ۳۰ درصد از درآمد شرکت را تحت تأثیر قرار داد.

مدیرعامل، دو مدیر ارشد سازمان را فراخواند و از آنها خواست تحلیل خود را از وضعیت ارائه کنند.

مدیر اول گفت:
«واقعاً کاری از دست ما برنمی‌آمد. شرایط اقتصادی نامناسب است، رقبا قیمت‌ها را شکسته‌اند و مشتریان هم وفاداری گذشته را ندارند. باید منتظر بهبود بازار بمانیم.»

مدیرعامل پرسید:
«پس اکنون چه اقدامی می‌توان انجام داد؟»

او پاسخ داد:
«فعلاً هیچ؛ باید شرایط تغییر کند.»

سپس مدیر دوم صحبت کرد:
«بخشی از شرایط خارج از کنترل ما بوده است، اما همه مسئله این نیست. ما در سه حوزه می‌توانیم اقدام کنیم: بازنگری در کیفیت خدمات پس از فروش، طراحی محصولات متناسب با نیازهای جدید مشتریان و تنوع‌بخشی به بازارهای هدف. پیشنهاد می‌کنم ظرف دو هفته، برنامه عملیاتی مشخصی ارائه دهیم.»

شش ماه بعد، بازار هنوز دشوار بود و شرایط اقتصادی تغییری نکرده بود؛ اما واحد تحت مدیریت مدیر دوم، نه تنها مشتریان جدید جذب کرده بود، بلکه بخشی از کاهش درآمد شرکت را نیز جبران کرده بود.

در جلسه ارزیابی پایان سال، مدیرعامل جمله‌ای گفت که بعدها به یکی از اصول فرهنگی سازمان تبدیل شد:

««موفق‌ترین مدیران کسانی نیستند که با مشکلات کمتری روبه‌رو می‌شوند؛ بلکه کسانی هستند که به جای تمرکز بر آنچه خارج از کنترلشان است، بر آنچه می‌توانند تغییر دهند تمرکز می‌کنند.»»

Comments

Be the first to add a comment