◾پیشبینیپذیری◾ستگادین ۹ مهر ۱۴۰۰
ما میخواهیم سیستمهایی که به آنها وابستهایم، آنچه را که انتظار داریم انجام دهند. ما محتاج چنین سیستمهایی هستیم.
بخش مفیدی که در این نوع سیستمها وجود دارد، مجموعهای زیربنایی از انتظارات، اصول و مرزهایی است که قبل و بعد از مواجههی ما با آنها ایجاد شده است. پل متحرک به خاطر قوانین فیزیک است که کار میکند، نه به خاطر جن و پریهایی نامرئی که در این لحظه تصمیم میگیرند پل را حرکت دهند!
پس دو نوع موقعیت وجود دارد: در یکی از این موقعیتها ما با سیستمی سروکار داریم که قابل پیشبینی است و انتظارات دربارهی چگونگی و چرایی اتفاقات در این سیستم قابل مشاهده است. دیگری موقعیتی است که ممکن است توضیحاتی بعد از رخدادن یک واقعیت پیشنهاد دهد ولی آنها فقط توجیهات هستند، نه توضیحات یا اصول. در سیستم غیرمنطقی، توضیحات اغلب بعد از رخدادن واقعیت ساخته میشوند و به محض اینکه به دقت بررسی شوند، تغییر میکنند.
هر دوی این سیستمها جهان ما را میسازند ولی نوع اول، متمدنانه، موثر و بالغانه است و همان نوعی است که ما میتوانیم جهانمان را حول و حوش آن بنا کنیم.
ما میتوانیم قوانین را وضع کنیم و بر اساس آنها بازی کنیم. ما میتوانیم یک نظریه طرح کنیم و اثباتش کنیم.
در لحظاتی که پایبندی به اصول بسیار سخت است، اصول، واقعاً اهمیت پیدا میکنند.
.