«فقه گفت‌وگو» کو؟

حامد صفایی‌پور

اگر به زبان دینی، شایسته است که «مومن «دقیق النظر» (/ریزبین) باشد؛ جز به استواری سخن نگوید؛ بر ظن و گمانه‌زنی‌های بی‌وجه خود دامن نزند؛ در جبهه‌گیری‌ها جانب پارسایی(/تقوا) و بی‌طرفی(/انصاف) را فرو نگذارد؛ «گوش» باشد، بیش از آنکه «زبان» باشد و برای فهم و عمل به بهترین‌ها مجاهدت کند؛ کلامش متین، نرم و دلیل¬مند باشد؛ با هر تصمیم تفکر نماید و در عاقبت هر عمل اندیشه کند؛ ژرف‌اندیش باشد و ظواهر امور فریبش ندهد. از ریشه‌یابی(/تفقه) در امور بازنایستد؛ دانش‌های اکتسابی(علم المسموع) را بی‌بهره از دانش‌های طبیعی و سرشتین(علم المطبوع) فرانگیرد؛ بررسی گوینده (من قال) را بر گفته (ما قال) برتری ندهد؛ حق را از اهل باطل پذیرفته و باطل را از اهل حق نپذیرد و به باطل، لباس حق نپوشاند و در نهایت، آشکارا، حق را آشکار کند، آن¬گاه لازم نیست این آموزه‌ها ترجمانی فقاهتی داشته باشد؟ آیا لوازمِ فقهی این آموزه‌های دینی، این «بایدها» و «نبایدها» وجود دارد؟


اگر ساختار پرداخت ما به موضوعات فقهی متقارن و به‌روز بود آن‌گاه انتظار می‌رفت چیزی بیش از چند برابر احکام فقهی موضوعاتی همچون «ارث» و «مطهرات» درباره «#گفتگو » و «بیان» می‌داشتیم. «چند برابر» را از این جهت می‌گویم که برای نمونه در آیۀ «یا ایها الذین آمنوا تقوالله و قولوا قولا سدیدا»، امرِ روشنِ صریحی دربارۀ «سِدادِ گفتار» وجود دارد. یا در آیاتی دیگر، «مُرجفین» -به معنای افرادی با قول لرزان- مورد ملامت قرار گرفته اند. «بیان»، همچون فکر و نیت، از مقوله افعال باطنی نیست تا موضوعِ احکام فقهی نباشد، و از این¬رو می‌توان به صراحت گفت که به نظر می‌رسد بسط فقهی درباره مقولات همچون «گفت‌و‌گو» و «بیان» یا از اساس صورت نگرفته یا به قاعده نیست.


«تفکر نقادانه» تبیین و ترویج‌کننده‌ی امروزین معیارهای رو‌ش‌شناختی و استانداردهای سنجشگرانه اندیشیدن است. تفکر نقادانه دربردارنده شماری «آمادگی‌ها» دانش‌ها و مهارت‌ها»ست که شخص را در بررسی ریزبینانۀ باورها، گفته‌ها و شنیده‌ها ورزیده می‌کند. چنین فردی سنجیده‌تر فکر می‌کند و برای نمونه، مهارت در خوری در بررسی ادّعاها، کشفِ پیش‌فرض‌ها و شفافسازی مفاهیم دارد. تفکر نقادانه مهارت‌های شخص را در توجه به مواردی از قبیل #وضوح، #درستی، #دقت، #عمق، #ربط داشتن، #اهمیت موضوع و .... برمی‌انگیزد تا فرد این استانداردها و ابزارها را درباره چگونگی اندیشیدنش به کار گیرد. منبع معرفت شناختی تولید و بسط تفکر نقادانه عقلی-تجربی است و از اینرو از نظر نگارنده اگر دانش‌های عقلی و تجربی در عقل فقاهتی اعتبار و حجیتی دارند، آن‌گاه می‌توان –دست کم به عنوان یک چارچوبۀ اولیه- از آن‌ها به عنوان گامی به سوی تدوین « فقه گفت‌وگو» استفاده کرد. در نظر نگارنده حکم نهایی در این موضوع وابسته به بررسی این سه »اگر-آنگاه» مطرح شده است.


جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment