آنان به مرگ وام ندارند،
آنان که زندگی را
لاجرعه سر کشیدند.
آنان که ترس را ،
تا پشت مرزهای زمان
راندند.
آنان به مرگ وام ندارند.
آنان فراز بام تهور ،
افراشتند نام .
آنان ،
تا آخرین گلوله جنگیدند.
آنان با آخرین گلوله خود مردند.
آری به مرگ وام ندارند
آنان ،
عشاق عصر ما ؛
پویندگان راه بلا ،
راه بی امید...
مادر !
بگو که در تک این خانه خراب
گل های آتشین ،
در باغ دامن تو چه سان رشد می کنند ؟
این خواهر و برادر من
آیا
شیر از کدام ماده پلنگی
گرفته اند ؟
پیش از طلوع طالع
امشب ستارگان
به بستر خون ،
خسته خفته اند
بیدار باش را...
 
«سیاوش کسرایی»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment