«سلام تواناجان!
دبستان بودم یک روز که مدرسه تعطیل شد، با دوستم به سمت خانه رفتیم. هنوز مسیر زیادی رو طی نکرده بودیم، که ازدحام مردم نظرمون رو جلب کرد. با هیجان زیادی که در دوره کودکی داشتیم به سمت مردم رفتیم، از لابهلای جمعیت خودمون رو به کانون واقعه رساندیم. در کمال ناباوری دیدیم مردی رو خواباندهاند و با کابل چندلایه شلاق میزنند. به طوری که با هر ضربه پوست پاره میشد و خون بیرون میزد.
من که شوکه شده بودم، حال عجیبی داشتم، احساس خفگی و ترس میکردم. به سرعت با کمک دوستم از مهلکه خارج شدیم. تا مدتها کابوس تلخ اون لحظه با من بود؛ زمزمه مردم دال بر شرب خمر بود و شما تصور کنید در سر راه کودکانی که از مدرسه تعطیل میشوند چه جور صحنههایی ایجاد میکردند.
لعنت بر نظام فاسد!
به امید پیروزی!»
شما همراهان آیا تجربه مشابهی داشتید؟ آیا مایل هستید فرزندانمان هم تجربیات تلخ و وحشتناکی داشته باشند؟ برای ممانعت از تکرار این اتفاقات، جامعه مدنی چه میتواند کند؟
میتوانید تجربه شخصی خودتان از آموزشهای ایدئولوژیک را در فرم زیر بنویسید، تا منتشر کنیم:
http://bit.ly/3dKoVSU#اعدام
#شلاق
@Tavaana_TavaanaTech
@IranFreedomList
@IRAN24Live