در من
- یا در تو -
توان روئیدن هست
در من
- یا در تو -
توان تابیدن هست
اما...
با یک شکوفه - باغ - بهاران نمی‌شود
با یک ستاره -شهر- چراغان نمی‌شود

این باغ؛
محروم از نوازش انگشت بادها
بیگانه با طراوت باران آشنا
چشم انتظار معجزه‌ای هم نیست
در من
- یا در تو -
توان روئیدن هست
اما...
با یک شکوفه - باغ - بهاران نمی‌شود.

این شهر؛
خاموش دیرسالهٔ جادوی پایدار
تاریک بی‌دریچهٔ شب‌های ماندگار
چشم انتظار معجزه‌ای هم نیست
در من
- یا در تو -
توان تابیدن هست
اما...
با یک ستاره - شهر - چراغان نمی‌شود.

محمد زُهَری
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment