سر شام که در شاهدشت پیش ملکه مادر بود نرفتم، ولی می دانم که امشب والاحضرت پری سیما همسر والاحضرت عبدالرضا قرار است روی پای شاه بیفتد و از گناهان گذشته عذرخواهی نماید. این خانم از پانزده سال قبل تاکنون مغضوب بود. من چندین دفعه وساطت ایشان را در پیشگاه شاهنشاه کردم، مفید واقع نشد. فرمودند: زمان مصدق این خانم با او ارتباط داشت و در همان زمان به من می گفت که بالاخره پسر من شاه می شود. آن وقت شاهنشاه با ملکه ثریا بودند و اولاد ذکوری نداشتند. بعدها هم در خصوص فامیل سلطنتی حرفهای غریبی به گابریلا زده بود. گابریلا یک شاهزاده خانم ایتالیایی از خاندان امانوئل بود که شاهنشاه قصد داشتند قبل از علیاحضرت فرح بگیرند.{1} ولی چون کاتولیک بود، خوشبختانه پاپ با این امر مخالفت کرد. ولی چند روزی به ایران آمده بود و خانم پری سیما مطالب نامطلوبی در مورد خاندان سلطنتی به او گفته بود. من سابقاً عرض کرده بودم اگر عروسی شاهنشاه را با گابریلا به هم زد که فکر میکنم خدمت کرده است، زیرا خودم میدانم که این شاهزاده خانم با اشخاص مختلفی.... بود، حتی خود من هم می توانستم با دادن هزار دلار همین کار را بکنم - البته در اروپا. منتها چون از ترکیب او خوشم نیامد، منصرف شدم. شاهنشاه خیلی خیلی تعجب فرموده بودند. ولی من عرض کرده بودم که چون نپرسیده بودند، من چیزی عرض نکرده بودم. به خصوص چون می دانستم مطلب به هم خواهد خورد، دیگر هیچ حرفی نزدم. مرحوم علاء وزیر دربار اسبق خیلی به این ازدواج مایل بود، چون فکر می کرد این خانم به علت فرنگی بودن در دست او خواهد بود، چون خانوادۀ علاء خیلی فرنگی مآب هستند. ولی خداوند خواست و نشد. واقعاً علیاحضرت فرح یک فرشته است، با من خوب نیست، حق دارد. چون اولاً مرا نمی شناسد. ثانیاً هر زنی ـ مثل زن خود من ــ با دوست نزدیک شوهر خودش خوب نیست، زیرا فکر می کند اینها با هم عقب زن بازی می روند و اتفاقاً درست هم هست!
{۱}- به روایت خاطرات منتشر نشدۀ سر دنیس رایت، پیش از آن نیز شاه به فکر افتاده بود با پرنسس الکساندرا ـ دختر عموی ملکۀ انگلستان - ازدواج کند.
📚خاطرات_اسدالله_علم 🖌امیر_اسدالله_علم جلد 2 & صفحۀ 167 و 168 تهران، کتاب سرا ویرایش از علینقی عالیخانی دوشنبه & 1349/10/12 #دوازده_دی