🌎فرهنگ غرب در خطوط اصلی آن
،دموکراسی ،لیبرالیسم،فردگرایی ،حقوق بشر،سکسوئالیسم،گریز از پایبندی های آیینی -خانوادگی،تعادل سوژه -شهروند و...فرهنگ غرب نیست،فرهنگیست که هر جامعه ایی بسته یا باز،دیر یا زود به آن خواهد رسید؛چرا که باز شدن طومار آدمی مرکب از طبع خواهنده و عقل ابزار ساز علی الاصول به همین چشم اندازها می رسد.
غرب از قضا زودتر به این وضعیت رسیده است.هر فرهنگ و قوم دیگری نیز می توانست(اگر بعضی از علل مُعّده چون آموزش،زودتر برایش مهیا میشد)پیشاهنگ این راه باشد.
به تعبیر دیگر ریشه های هر فرهنگی،از جمله فرهنگ غرب ،بسیار بیشتر از اینکه در عمق تاریخ و جغرافیای آن فرهنگ قرار داشته باشد،در طبیعت انسان قرار دارد.
منتها به موازاتی که انسانها و جوامع در مسیر آموزش و افسون زدایی پیش می روند ،بی ریشگی آنان در تاریخ و جغرافیا ،در زمین و زمانی که اشغال کرده اند و نیز ریشه داری مشترک و عمیق آنان در ساخت طبیعی شان و مقتضیات آن ،خود آگاه تر می شود.
به همین دلیل انسانها و جوامع آموخته و افسون زدوده بیش از دیگر جوامع به هم شبیه هستند
📍بشریت یک طاقه یکپارچه و اشتراکاتش بسیار بیشتر از اختلافاتش است. این ایده که جوامع مختلف، فرهنگهای مختلف دارند و هرکدام برای خودشان سازی میزنند و هرکدام دوای درد خاص خودشان را میخواهند، یکی از
برساختههای دروغی است که دارد دنیا را تکه تکه میکند و اجازه نمیدهد که
راه حلهای درست و اساسی که همه جای دنیا جواب داده شامل حال ما هم بشود.
📚دکتر مرتضی مردیها-متفکر و نویسندۀ لیبرال
@cafe_andishe95