▪️ سوزن به خود؛ جوالدوز به مدیریت شهری
🖋 امیرمحمد یوسفی| دانشجوی کارشناسی مهندسی شهرسازی دانشگاه تهران
میشود حدس زد حدود سی سال پیش وقتی که اعضای هیئتدولت قانون استقلال مالی شهرداریها را تصویب میکردند نمیدانستند که به سرگردانیِ کلافی که دور شهرداریها پیچیده شده چه ضریبی میدهند. نهادهایی که تا قبل از آن دولت جیبشان را پرمیکرد، حالا مجبور بودند تقریباً روی پای خودشان بایستند. بهاینترتیب بدون آنکه برایشان منابع مالی پایدار تعریف شود، رها شدند و این بلاتکلیفی به زودی همۀ وجودشان را فراگرفت.
آنها به حالت نیمهخصوصی درآمدند. از اسمشان هم پیداست که نه خصوصی هستند و نه دولتی؛ نه مستقل هستند و نه زیرمجموعه. این ویژگی که در ذات شهرداری نهادینه شده بود در مدیریت شهر هم بروز کرد. شهرهای ما نه آمادگی تمهید شرایط همکاری با بخش خصوصی را دارند و نه دارای مدیریت متمرکز هستند. در ساختار نهادی کشور ما در سطوح مختلف، از قانونگذاری تا تصمیمگیری و برنامهریزی تا اجرا، با مجموعههای زیادی در حوزه شهر روبهرو هستیم که عبارتند از: وزارت راهوشهرسازی بهعنوان مهمترین قانونگذار، شوراهای شهر، فرمانداریها، استانداریها تا بخش خصوصی/ خصوصی-دولتی/ خصوصی-حکومتی که همه و همه در سطوح مختلف در شهر دخیلاند. اضافه کنید سازمانهای مختلفی را که در موضوعات مختلف وارد میدان میشوند: شهرداری میخواهد آسفالت کند و ادارۀ گازی که میخواهد آسفالت را بکّند! گویا این وضع در همهجای شهر دیده میشود. برای مثال اگر موضوع حاشیهنشینی را درنظر بگیرید، علاوه بر مجموعههای بالا، با نقش بنیادمسکن و قرارگاههای سازندگی در نیروهای مسلح هم مواجه خواهید شد. شهرداریها نیز در برخورد با این سازمانها دچار بلاتکلیفی هستند. از سمتی شهرداری به آنها امتیازاتی میدهد تا اعتبار و درآمدی کسب کند و سمت دیگر در کشاکشِ رقابت قدرت با آنها در مدیریت شهر است. شهرداریها در الگوی حکمرانی کشور جانمایی نشدهاند و شهرهایمان پر شده از نهادهای خودمختار هماهنگ و ناهماهنگ با یکدیگر و با شهرداری.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/AY1-07-09-2 http://koubeh.com/ay1/@koubeh