بار خر

عراقِ صدام تا بُن دندان مسلح شده بود؛ توانمندترین ارتش تاریخ عرب تحت فرماندهی او بود. مسلح به صدها جنگنده میگ‌، سوخو و میراژ؛ هزاران تانک تی۷۲ و ...

دارای چندین لشگر زرهی و مکانیزه آماده و جنگدیده. سرمست از وادار کردن‌ جمهوری اسلامی به پذیرش قطعنامه و سپس اشغال کویت، خود را رهبر جهان‌ عرب و بلکه امت اسلام پنداشته و حتی دهها موشک‌ به سوی اسرائیل(اشغالگر)‌ پرتاب کرد. صدام گمان می کرد "ژنرال جیاپ" است و سربازانش پارتیزان های ویتنامی.

ولی به محض آغاز نبرد صدام و فرماندهانش پی بردند که پیکار با آمریکا و ناتو، با ایران‌ و کویت متفاوت است. به همین دلیل، قهرملن  قادسیه، جنگنده هایش را برای در امان ماندن روانه ایران کرد؛ سرلشگرهایش یکی پس از دیگری در برابر دشمن سر فرود آوردند؛ برای روحیه بخشی به میان مردم آمد و با آن ها به پایکوبی پرداخت. ولی هزله هایش با دوستداران و پیروان وفادارش سودی نبخشید؛ به دخمه خزید، تا چند روزی جان به در برد. عاقبت همان شد که ناگزیر می شد.

به قول کردها:
باری که ریک چه ک بیت گورگ ئه یخوات
اگر همه بار خر اسلحه باشد، باز هم گرگ او را می خورد.

✍یدالله کریمی پور

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment