مثه ابرایی که دارن اب می شن رو سر گندم
کاش ماهم مرهمی بودیم واسه این زخمای مردم
کاشکی شبنم های سربی رو سر باغچه نریزن
قاصدک ها نمی گفتن که شقایقا مریضن
کاشکی میشد که پرستو همیشه تو خونه مون بود
دیگه پروانه بی وحشت یه کمی رو شونه مون بود
گلای سرخی که کاشتیم همه شون دارن میمیرن
ماهیهای توی مرداب همه شون تو گل اسیرن
مثه گلهایی که دارن جون میدن رو لب طاقچه
کفترا دارن میمیرن این ورا خشکیده باغچه
نمی تونی تو ببینی این روزا مسئول ساده
چرا كه خدا به اينا یه دل ساده نداده
ادما سنگ و رباطن نمی بینی یه فرشته
تو کتابا نمی بینی که یه حرفه خوش نوشته
حالا هر جا تو خیابون می بینی یکی می میره
دیگه از مردن مردم دل هیشکی نمی گیره
#در_خانه_بمانید
@SepehrAzadi