🗯 از قرن دوم و سوم هجری، تمدن اسلامی شاهد شکوفایی علم و فلسفه بود. کتابها و نوشتههای زیادی از فلسفه و علوم یونانی ترجمه شده بود و اندیشمندان و دانشمندان تمدن اسلامی با کارهای غرب آشنا بودن. ما از این دوران اسمهای زیادی رو میشناسیم که توی زمینۀ فکری و پژوهشی خودشون، تأثیرات جهانی داشتن: ابن سینا، ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و ... . ولی امروز ما توی چنین شرایطی نیستیم. ما کسی رو در ایرانِ امروز نداریم که به اندازۀ ابنسینا یا بیرونی در زمینۀ خودش مهم باشه. جامعۀ علمی و فکری ما هم به اندازۀ اون روز پویا نیست. به این پدیده میگن «افول علمی».
🗯 حالا سؤال اینه که این افول علمی در چه زمانی رخ داد؟ بعضیا قرن پنج رو به عنوان آغاز افول علمی مسلمونا معرفی کردن، بعضیا هم قرن شیشم و یه عدهای هم قرن هفتم. منظور این افراد اینه که از این قرنها (پنج یا شیش یا هفت هجری) به بعد، مسلمونا کار جدی علمی نکردن که در سطح دنیا قابل بیان باشه و جامعۀ علمی چندان زندهای هم بین مسلمونا وجود نداشته. سؤال بعدی اینه که عامل این افول چی بوده؟ یه عدهای گفتن "حملۀ مغولها". یه عدهای گفتن "مسلمونا رفتن سمت عرفان و تصوف، دیگه کسی حوصلۀ علم و تفکر نداشت". یه عدهای حتی گفتن "کلاً هیچ وقت مسلمونا کار جدی علمی نکردن، چون اصلاً ذهن شرقی (مثلاً اعراب) توانایی اندیشیدن در مورد مسائل علمی نداره. ذهن غربیه که چنین تواناییای داره".
🗯 اما در بین این عواملی که برای افول علم در جهان اسلام ذکر میشه، اسم یه نفر هم خیلی تکرار میشه. یه نفر که در موردش میگن "اون عقلستیز بوده"، "اصلاً علاقهای به علم نداشته و دشمن هر گونه مشاهده بود"، "اون فقیه دگم و خشکاندیشی بوده"، "اون باعث خاموش شدن چراغ علم در تمدن اسلامی شد". اما این فرد کیه که اون رو به تنهایی یکی از مهمترین عوامل افول علم در جهان اسلام میدونن؟ محمد غزالی (قرن پنجم هجری). غزالی یکی از کسانیه که توی جامعۀ ما، اتهامات زیادی بهش میزنن و تصویری ازش ارائه میدن که تصویر غلط و معوجیه. این رو هم باید در نظر داشه باشیم که غزالی دورههای فکری متفاوتی داشته و با چند جمله نمیشه در موردش قضاوت کرد.
🗯 دکتر امیرمحمد گمینی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، تاریخ علم) توی سخنرانی «نقد و بررسی نظریۀ افول علم در جهان اسلام» به همین موضوع میپردازه که چنین کلیشههای رایجی که حتی از زبون افراد مشهور آکادمیک در مورد تاریخ علم در دوران اسلامی بیان میشه، تا چه حد قابل اعتماده.
من فکر میکنم معمولاً در مورد تاریخ و مخصوصاً «تاریخ علم» و «تاریخ اندیشه»، کلیشههای رایج و غلط زیادی وجود داره. این کلیشهها رو میشه توی نوشتهها و سخنرانیهای حقیقی و مجازی افراد زیادی دید که صرفاً با کلیگویی و قطار کردن اسامی، سعی میکنن حرف بزنن.
گمینی توی این سخنرانی، سعی میکنه یکی از این کلیشهها رو نقد کنه.
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe