https://t.me/OmidIranAzad/182867سال ۱۹۵۲، یک صبح زمستانی در لندن آغاز شد؛
هیچکس نمیدانست آن روز قرار است مرگ، بیصدا در شهر جاری شود.
یک لایه وارونگی دما «گیر افتادن هوا » روی لندن نشست و دود زغالسنگ مثل پردهای ضخیم روی آسمان قفل شد.
مردم عادت داشتند؛ فکر میکردند «این هم مثل همیشه میگذرد».
اما آن روز هیچ چیز نگذشت.
مه و دود چنان سنگین شد که مردم یک متر جلوترشان را نمیدیدند.
ماشینها در خیابانها متوقف شدند، اتوبوسها ایستادند، قطارها خوابیدند و مدارس تعطیل شد.
شهر در سکوتی خفهکننده فرو رفت؛ لندن بوی آخرالزمان میداد.
طی پنج روز، بیش از ۴۰۰۰ نفر جان باختند و ارزیابیهای بعدی آن را ۱۲هزار نفر اعلام کردند.
پرندگان از آسمان سقوط میکردند، حیوانات تلف میشدند و کسی نمیفهمید چه فاجعهای در حال رخ دادن است.
این کابوس زمانی پایان یافت که بالاخره بادهایی از شرق و غرب وزیدن گرفت و سقف دود از شهر کنار رفت.
چهار سال بعد، لندن «قانون هوای پاک» را تصویب کرد؛
اما تا پیش از آن، شهر چند روز تمام در مرگ غرق شده بود.
و امروز…
طبق اعلام اورژانس، ایران از آستانهٔ اپیدمی آنفلوانزا عبور کرده و بیمارستانها پر شدهاند.
اما حقیقت تلختر این است: دودی که دیگر بالا نمیرود، ما را آرام و بیصدا میکشد.
فقط در همین هفته، ۳۷۵ نفر بر اثر آلودگی جان باختهاند.
سرطان بیداد میکند
بیماریهای ریوی و تنفسی در حادترین حالت خود است
عمر متوسط ایرانیان ۱۵سال کمتر از میانگین جهانی شده است
سولفور گازوییل ایران ۱۵۰۰ برابر استاندارد جهانی است؛
بنزینی که در اثر تحریمها در پالایشگاهها تولید میشود ۲۰۰ برابر آلایندگی بیشتر دارد.
لگن سازی که با فناوری ۴۰ سال پیش تولید میشود را که هوای شهر را میدَرَد، ببندید.
کارخانههای مازوتسوز اطراف تهران، تبریز، اصفهان و خوزستان و دیگر شهرها را جمع کنید.
ذغالسنگسوزی را متوقف کنید.
اگر لازم است کل کشور را چند روز تعطیل کنید تا هوا نفس بکشد.
اینها تصمیم سخت نیست؛ تصمیم دیر است.
این یک هشدار تاریخی است:
«بعداً نگویید نمیدانستیم.»
ایران هنوز نفس دارد…
به دادش برسید، پیش از آنکه یک صبح مثل لندن ۱۹۵۲ بیدار شویم و بفهمیم دیر شده….
به داد مادر برسید ….
@OmidIranAzad