۳۱ خرداد ۱۳۶۰ سعید سلطانپور، شاعر، نویسنده، کارگردان و مبارز چپگرا در زندان اوین اعدام شد. محمد جلالی چیمه، از همدورهایهای او در دانشکده هنرهای زیبا که در آن زمان ساکن پاریس بود، اسم سلطانپور را از رادیو میان فهرست اعدامیها شنید و همان لحظه از خانه بیرون زد و شروع به راهرفتن زیر باران کرد و شعری گفت با مطلع «بزن باران، بهاران فصل خون است».
🎼 بزن باران (۱۳۷۵)
صدا، آهنگ و تنظیم: حبیب محبیان
ترانه: محمد جلالی چیمه
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لالهگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچهای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار، گاه پایکوبیست
مزارع تشنه، جوباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لایروبیست
بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگینکمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش، گریان شو، بباران
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing