▪️«دوباره شروع کنیم»▪️ستگادین ۶ بهمن ۱۴۰۰
آیا فیلمنامهای برای خودتان دارید؟ خیلی از ما داریم.
فرض کنید یک قطعهی نرمافزاری جدید داریم. آیا فوراً سراغ خواندن دستورالعمل آن از بالا تا پایین میروید؟ در آن عمیق میشوید تا ببینید چگونه کار میکند؟ بخاطر احساس ترس و تنفر، دستپاچه و عصبی میشوید؟
کسی میخواهد به شما بازخورد دهد. آیا واکنش اولیهی شما دفاعی است یا با حسننیت به پیشنهادات او گوش میدهید؟
میخواهیم برای جلسهای به جایی پرواز کنیم. آیا دربارهی آمادگیهای لازم در فرودگاه، استرس دارید؟ آیا قبل از برگشتنمان، دربارهی وقتگذرانی عصر در یک شهر جدید، پر از کنجکاوی هستید؟
این فیلمنامهها هر جایی پیدا میشوند. اگر فیلمنامههایی دارید که به درد شما میخوردند، شما یک راه قابل اعتماد برای موفقیت و رضایت خودتان کشف کردهاید.
و گرنه، [فیلمنامههای ناکارآمد. م] ممکن است به بهای صرف انرژی برای رسیدن به چرخهی بعدیِ «ای کاش و افسوس» برای شما تمام شود.
ممکن است این فیلمنامه، تقصیر شما نباشد. شاید واقعاً زمان زیادی برده تا اینچنین تثبیت شود. شاید هم در راه تثبیتشدن است.
چه میشد اگر فیلمنامه را فقط همین یکبار پشت سر میگذاشتید؟ این کار، تمرکز و تلاش زیادی نیاز دارد و به طرز باورنکردنی، ممکن است دشوار باشد ولی احتمالاً همین یکبار انجام شود.
چیزی که ما را گیر انداخته، خودمان نیستیم. فیلمنامهای است که ما تصمیم گرفتهایم تنها گزینهمان باشد.
فیلمنامهتان را فرا بخوانید. درک کنید که این تنها گزینهی شما نیست. همیشه یک فیلمنامه، احساسِ داشتنِ یک حق انتخاب را به ما نمیدهد ولی تا زمانی که متوجه نباشیم در حال اجرای یک فیلمنامه هستیم، احتمال اینکه بتوانیم عملِ دشوارِ تغییرِ فیلمنامه را انجام دهیم، کم است.
فیلمنامه را بازنویسی کنید تا نتیجه بازنویسی شود.
.