🔴 چه لزومی برای دفاع از حقیقت وجود دارد؟
✍ علیرضا اسماعیلی
《 آتنیان ، گریز از مرگ دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است》
🟠 آپولوژی ، رساله ای است که در آن، افلاطون ، فیلسوف بزرگ یونانی ، به زیبایی و مستند ، محاکمه ی سقراط را در محمکه گزارش می دهد ، و آنچه که بیش از هر چیزی در این رساله مهم است ، "دفاع از حقیقت" است. دفاع از حقیقت از زبان فردی چون سقراط که جز سخن راست بر زبان نیاورد. دفاعیه سقراط از آنچه "هست" در برابر اتهام به آنچه "نیست" .
《 من در سخنوری هیچ توانایی ندارم، مگر آنکه سخنور در نظر ایشان کسی باشد که جز راست نگوید. اگر مرادشان این باشد تصدیق می کنم که سخنوری توانا هستم 》
🟠 آیا به راستی باید از حقیقت دفاع کرد؟ مگر حقیقت خودش آشکار نیست که دیگر نیازی به سخنوری و آشکار کردنِ آن نباشد؟
اگر فلسفه را اندیشیدن در باب "حقیقت" بدانیم ، سقراط از بارزترین افرادی در تاریخ اندیشه بشری خواهد بود که رسالت او دفاع از حقیقت جویی بود .
فردی که خودش و شاگردش (افلاطون) و شاگردِ شاگردش (ارسطو) کسانی اند که فلسفه و تفکر بدون نام آنها معنایی ندارد . کسی که از همرنگی با جماعت و تبعیت از مُد های فکری دوری جُست و حتی زمانی که در زندان بود و دوستانش خواستند او را فراری دهند ، گفت : اگر فرار کنم ، خفّتِ عَملم تا ابد با فلسفه خواهد ماند و نگریخت .
🟠 انسانی که به حکم اخلاق ، مقابل قانون ایستاد "نافرمانی مدنی" و نهایتا دستگیر و زندانی شد. کسی که مدعی بود ، "نادانی" لباس دانش به تن کرده و در میان جویندگانِ آن، خود را به عنوان ماهیت و محتوایِ دانش معرفی می کند.
🟠 اتهام سقراط نیز این بود که از جهلِ کسانی که ادعای دانایی داشتند ، پرده بر می داشت . او مدعی بود که حقیقت می تواند در پنهان ترین لایه های زندگی ما به شکلی ابهام آمیز به سر بَرَد . در حالی که حقیقت پنهان نیست و آنچه آن را آشکار یا پنهان می سازد ، دانش و معرفت ما به حقیقت است.
زمانی که سقراط در زندان بود و در آخرین لحظات زندگی اش به یکی از شاگردانش گفت: خروسی به "آسکلیپیوس" (خدای درمان و طبابت) مدیونم. بعد از مرگم این دین مرا ادا کن .(او مرگ را نوعی شفای از بیماری می دانست ) .
🟠 قتل سقراط ، یکی از نمادین ترین وقایع در تاریخ اندیشه بشریست . او با شیوه زیستِ خود، به شهروندی، معنایی جدید داد . شهروندِ خوب سقراطی، "منتقدی اندیشنده" و "پرسشگری نقّاد" است، نه فردی چاپلوس ، ترسو ، مطیع و نان به نرخ روز خور ، و سیاست همواره ،قاتل شهروندِ سقراطیست.
🟠 امروزه نیز "فرزانگی" این است که فرد فرزانه، از وضعِ موجود زمانه پرسش کند، در زمانه ای که مُحتسب که مدعی سلامت رفتار و کُنش است را نهیب زند و آنچه که توسط تبلیغات به عنوان حقیقت معرفی و خورانده می شوند را فریاد کند. آنچه که عموما در قالب ایدئولوژی ، انگاره های ذهنی و الگوهای عملی و آرزوها و میلِ مردمان را سازمان می دهد، و بدلِ حقیقت است.
🟠 فرزانه روزگار ما کسی است که با چشمانی باز به گفتمان و ادبیاتِ ساختاربندی شده و مُتصلّب ، زُل می زند و اصالت آن را نقادانه به چالش می کِشد. همان گفتمانی که صاحبِ قدرت را ،صاحب حقیقت نیز می داند و با ایدئولوژی خود می خواهد تمام تاریخ را تفسیر کند.
🟠 کاملا طبیعی است که مخالفان فرزانگی در این زمانه ، در درجه نخست کسانی باشند که حاقِّ واقع را می دانند، اما آگاهانه با آن سرِ ستیز دارند(منفعت و یا مصلحت) . و در درجه دوم گروهی اند که هیچگاه اعتقادات و باورهایشان را نیازموده اند و در درستی و صحّت آن ها تردید نکرده اند . کسانی که در تعبیر سقراطی سایه ها و اشباح را حقیقی پنداشته و هر آنچه از دستگاه های تبلیغاتی فریاد می شود را باور کرده اند. باوری که ممکن است نه صادق باشد ، نه موجّه. و این گروه هستند که می توانند لباس از تنِ آن فرزانه ی منتقد بدرند و نفرین و لعنش کنند.
🆔 @jorateandishidan---------------------------------------
yun.ir/s1j8ad