قبل و بعد انقلاب منخیلی فکر کردم که
این دو عکس را به شما نشان دهم یا نه؟
بعد فکر کردم چرا که نه وقتی می.تواند بدون شرح با شما حرف بزند. کاش توانایی نوشتن خاطراتم را داشتم. نه خاطرات من که نمونهای از آنچه انقلاب با خود به همراه آورد.
سرنوشتها را تغییر داد و هزاران هزار آرزو ، استعداد و قابلیت را به زیر خاک برد و آنها که باقی ماندند؛ باقی ماندند از جنگ، اعدام، ترور و زنده به گور شدن چگونه همه همت خود را جمع کردند تا از خاک برخیزند.
این دو عکس تنها دو عکس از من نیست. دو تصویر از قبل و بعد انقلاب است. دختری یا حتی پسری که تصویری بزرگ از آینده دارد و بعد هیچ تصویری ندارد.
انتخاب میکند که کودک همسر باشد، انتخاب میکند که در کودکی اعدام شود یا به جنگ برود در حالیکه این انتخاب ها در کلاف سیاه و گاه رنگارنگی از تبلیغات، مغزشویی به وسیله گروههای سیاسی و ایدئولوژی های مختلف پیچیده شده است.
من این مغز شویی را فقط در اسلام سیاسی و غیرسیاسی نمیبینم در همه گروه های مختلف سیاسی از مجاهدین تا گروههای مختلف چپ میبینم.
از هر نحله و عقیده که مجموعهای از خوبوبد، قضاوت و باید و نباید ترسیم میکنند.
من فقط اسلام سیاسی و غیرسیاسی را آفت ایران عزیزمان نمیبینم که فکر میکنم هر تفکری که حذف و اضافه میکند، بهشت و جهنمهای زمینی و غیر زمینی میسازد هم بلای جان ایران است و هم بلای جان ما ...
چرا ما یکی نمیشویم برای نجات ایران برای همین است که از خود و از عقاید مختلف سراسر از این تفکرات عبور نکردهایم. ما در چنبره ایدئولوژیها خفه شدهایم.
چشمان گود رفته من نشان میدهد که خونی در این بدن نمانده است. همچنان که ایران ...
ما را بدون دلیل با جنگ با یکدیگر جنگ با همسایه و جنگ با دنیا کشاندند تا خونی در بدن ایران نماند.
جانی برای دفاع و ارادهای برای بیداری نماند.
ما دو راه داریم همچنان که من و امثال من داشتند یا دارند؛ یا بمانیم و در نهایت تحقیر و ذلت بمیریم و یا از خاک به پا خیزیم و خودمان را نجات دهیم.
باید بنویسم که چگونه بر خاستم و چگونه وقتی از ایران بیرون آمدم تنها ۵۰ دلار قرضی داشتم. باید بنویسم که این اراده یک شبه صورت نگرفت و چگونه اجازه دادم تا به جای درجازدن در هویت دروغین اجازه دادم که این «تن» پوست بیاندازد.
پوست بیاندازد در میان قضاوت و قضاوتهای همیشگی.
وقتی که دیگر تنها نیستی و باید فرزندانت را هم از این چنبره نجات دهی.
برای رهایی وطن باید اول خودمان را رها کنیم، از همه رسوباتی که درون ما را سیاه کردهاند.
از فیسبوک فریبا داوودی مهاجر
#ایدئولوژی #انقلاب۵۷
@Tavaana_TavaanaTech