🎁 مسابقه کتابخوانی به امید دیدار با ارسال پاسخ سوالات و کد انحصاری در قرعهکشی حضور مییابید
👏📖 بخشی از این کتاب... اما ابو راشد بعد از به دنیا آمدن آلاء دیگر به خیمه راشد نرفت. به خاطر به دنیا آمدن آلاء با راشد و اشواق قهر کرده بود!
انگار تقصیر آن ها بود که فرزندشان دختر است یا انگار آن دختر کوچک و زیبا با به دنیا آمدنش جای ابو راشد را در دنیا تنگ کرده است!
حنسیه مجسمه نسر را از روی صندوق برداشت. با آستین پیراهنش گرد و خاک آن را پاک کرد. درِ صندوق را باز کرد. پیراهن راشد را از ته صندوق بیرون کشید. آن را در آغوش گرفت سرش را روی پشتی گذاشت و چشم هایش را بست.
راشد از کنار پرده خیمه رد شد آمد و در برابر حنسیه نشست:
روز خوش مادر جان! www.behnashr.ir۰۹۰۲۷۶۵۲۰۰۸
#به_امید_دیدار
@behnashr