رسول اسدزاده: در خبرها آمده "همایون شجریان" قرار است در میدان آزادی کنسرت رایگان فضای باز اجرا کند. او در مصاحبهای در این باره گفته: این کنسرت چهاردهم شهریور ساعت ده شب بدون هیچ منع و چهارچوبی برگزار خواهد شد.
همین ابتدا بگویم که من طرفدار "همایون شجریان" و موسیقی او نیستم و باور قلبیام است که او اگر پسر "محمدرضا شجریان" نبود، نمیتوانست جایی که حالا ایستاده باشد. او به همراه سایر اعضای خانواده "شجریان" در ایران و در سیستم فرهنگی همین حکومت رشد کرده، فرصت به دست آورده و به مال و مکنت و شهرت و گرین کارت رسیده است... اما آنچه که باعث شد درباره کنسرت او بنویسم مصاحبه اش است.
بدون هیچ منع و چهارچوب یعنی چه؟ یعنی قرار است نوازنده زن بنوازد خواننده زن سولو بخواند؟ تماشاچیها بدون ترس برقصند، حجاب و پوشش در این کنسرت به اختیار است؟ البته که من بعید میدانم چنین شود ولی اگر هم بشود به آن احساس خوبی ندارم.
صادقانه بگویم این کنسرت در این روزهای قطعی برق و آب و فشار ماشه روی گرده ایرانیان مرا به یاد فم تریپ میاندازد، به یاد عکس گرفتنِ دخترهایی شبیه به سوپر مدلها که با چادرهای گل گلی جلوی کاشیکاریهای یک مسجد در شیراز فیگور میگرفتند.
بله شهریور است و من فراموش نکردهام که در سال ۱۴۰۱ وقتی در ایران، زندگی دچار ایست قلبی شده بود، "همایون خان" در استرالیا کنسرت داشت و آنجا برای اینکه نه سیخ بسوزد نه کباب روی صحنه یک شعارکی هم داده بود. پاسپورت خودش و شریک زندگیاش ضبط و بی دردسر آزاد شده بود و همینهاست که مرا به او و کنسرتش خوشبین نمی سازد...
او در جای دیگری از مصاحبه اش میگوید زمان جنگ در خارج از کشور گیر افتاده بودیم ولی اگر دوباره جنگ شود کنار مردم خواهم ماند. این سخنانِ شعاری در حالی بر زبان پسر "محمدرضا شجریان" جاری است که او کنار همکاران خودش هم درست و حسابی نمانده است، آن هم در زمان صلح نه جنگ...
او کی درباره "پرستو احمدی" که یک کنسرت کوچک بیتماشاچی در یک کاروانسرای وسط بیابان ضبط کرد حرف زد؟ درباره "توماج صالحی" و "مهدی یراحی" و حکم شلاقش چطور؟ نه آقای شجریان کنسرت شما در میدان آزادی رایگان نیست!!!
مهدی یراحی، با انتشار سکانسی از فیلم تایتانیک، در واکنش به برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی،بدون آنکه نامی از او ببرد، این برداشت را برای کاربران داشته که انتخاب این بخش از فیلم تایتانیک مرتبط با این خبر بوده است. تصویری تکاندهنده از وضعیت امروز ایران، همانطور که آن نوازندگان در لحظات فروپاشی، به نواختن ادامه میدادند، شجریان نیز در زمانی که مشروعیت نظام فرو ریخته و جامعه در حال غرق شدن در بحرانهای اخلاقی، سیاسی و انسانی است، به صحنه آمده تا با صدای خود به دستگاه تبلیغاتی حکومت جان تازهای ببخشد. این انتخاب در تضاد آشکار با میراث پدر اوست؛ محمدرضا شجریان در سالهای پر التهاب همواره در کنار مردم ایستاد و با آوازهایش صدای اعتراض و آزادی شد. اکنون اما، در شرایطی که زنان از ابتداییترین حقوقشان همچون اجرای موسیقی محرومند، نوازندگان زن اجازه حضور روی صحنه ندارند، خوانندگان منتقد زندانی شده و شلاق خوردهاند، صفحه اینستاگرام خوانندگان زن مسدود شده و دهها هنرمند به دلیل ممنوعالکاری در حاشیه رانده شدهاند، اجرای چنین کنسرتی نه «هنر برای مردم»، بلکه هنر در خدمت پروپاگاندای حکومتی است. صدای زنان کجاست؟
همایون شجریان بیانیه داده که ۸ سال برای این کنسرت تلاش کرده و حالا فرصتی شده تا با ابزار موسیقی فقط حال مردم را خوش کند و قصد لاپوشانی مشکلات را ندارد.
برخی فعالان سیاسیاپوزیسیون هم پیشنهاد دادهاند که از فرصت این کنسرت استفاده کنیم و به صورت میلیونی!!! شرکت کنیم و مانند کنسرتی که در شوروی چند ماه قبل از فروپاشی برگزار شد یا گردهمایی قبل از سال نو چائوچسکو و همسرش در رومانی که منجر به اعتراض و تصرف کاخ ریاست جمهوری و اعدام او همسرش شد رفتار کنیم.
تحلیل و پیشبینی بیشک رژیم همایون را ابزار عادی نمایی شرایط فلاکتبار اقتصادی(تورم، رکود، گرانی، دستمزد پایین و بلاتکلیفی) و بغرنج سیاسی (تحریم، جنگ، مکانیسم ماشه) و مصیبتبار اجتماعی (قطعی برق، آب، گاز، اعتیاد، آموزش و درمان) کرده است.
دلیل نخست حکومتی بودن کنسرت این است که پس از این بساط، کنسرتها تا هفتههای بعدی با خوانندگان دیگری ادامه دارد. به طور حتم برای آن برنامهریزی کرده و گماشتگان ولایی را با پرچمها و پوسترهای مخصوص خامنهای ضحاک در میدان جمع خواهد کرد و مردم به حاشیه رانده خواهند شد.