ادامه ازقبل👆
▪︎ارتباطات نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشت.درون تیم‌ها، اطلاعات مربوط به سطح آب، پیش‌بینی هوا، وضعیت اکسیژن و ایمنی غواصان به‌طور مداوم به اشتراک گذاشته می‌شد. در سطح عمومی، نشست‌های خبری منظم و شفاف برگزار می‌شد.مقامات از دادن وعده‌های غیرواقعی پرهیز کردند و بارها بر خطرات و عدم‌قطعیت‌ها تأکید نمودند. این صداقت،اگرچه از نظر احساسی دشوار بود،اما اعتماد عمومی را حفظ کردو فشارهای غیرواقع‌بینانه رااز دوش تیم نجات برداشت. برای مدیران،این تجربه نشان می‌دهد که شفافیت در بحران،حتی زمانی که خبر خوب وجود ندارد، یک سرمایه حیاتی است
▪︎در مرکز این بحران، عامل انسانی نقشی اساسی ایفا کرد. درون غار، مربی تیم اکا‌پول چانتاوونگ، که سابقه راهب بودایی داشت،نقش رهبری آرام و حمایتی ایفا کرد.او به بچه‌ها مدیتیشن و کنترل تنفس آموخت تا انرژی خود را حفظ کنند و بر ترس غلبه نمایند. این جنبه کمتر دیده‌شده بحران،اهمیت تاب‌آوری روانی را برجسته می‌کند. در حالی که تیم‌های بیرونی با تجهیزات و فناوری می‌جنگیدند،مدیریت هیجان، امید و انسجام درون گروه گرفتار، عاملی حیاتی در زنده ماندن آن‌ها بود
▪︎خود عملیات نجات نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، یادگیری مستمر و تصمیم گیری در لحظه بود. هر خروج ساعت‌ها طول می‌کشید و برای جلوگیری از وحشت بچه‌ها با نظر پزشکان بیهوش می‌شدند؛ تصمیمی بسیار حساس و بی‌سابقه در این مقیاس.مرگ سامان کونان، غواص داوطلب و عضو سابق نیروهای ویژه تایلند که هنگام انتقال کپسول‌های اکسیژن جان خود را از دست داد، یادآور تلخ این واقعیت بود که حتی موفق‌ترین بحران‌ها نیز ممکن است قربانی داشته باشند
▪︎یکی دیگر از درس‌های کلیدی این حادثه انعطاف‌پذیری دربرابر تغییر شرایط بود. وضعیت غار دائماً تغییر می‌کرد مسیرهایی که یک روز قابل عبور بودند روز بعد غیرممکن می‌شدند برنامه‌ها بارها بازنگری شد و تصمیمات پیشین بدون تعصب کنار گذاشته شدند. این رویکرد پویا، نقطه مقابل برنامه‌ریزی‌های خشک و ایستا است و نشان می‌دهد که در بحران‌های پیچیده، توانایی تطبیق سریع اغلب مهم‌تر از داشتن یک برنامه کامل اولیه است
▪︎نقش جامعه محلی نیز درخور توجه است روستاییان اطراف غار غذا، اسکان و نیروی انسانی فراهم کردند و کشاورزان پذیرفتند که زمین‌هایشان عمداً زیر آب برود تا مسیر آب از غار منحرف شود. این همبستگی اجتماعی نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی می‌تواند منابعی فراتر از امکانات رسمی در اختیار مدیریت بحران قرار دهد
▪︎از منظر اخلاقی، این حادثه پرسش‌های عمیقی را مطرح می‌کند. بچه‌ها قادر به درک کامل خطرات نبودند و تصمیم‌گیری به‌طور کامل بر عهده بزرگسالان و مقامات بود. غواصان آگاهانه جان خود را به خطر انداختند تا جان دیگران را نجات دهند مدیریت بحران همواره با چنین معضلات اخلاقی همراه است و این مورد نشان می‌دهد که ارزش‌های مشترک و تعهد به حفظ جان انسان‌ها چگونه می‌تواند راهنمای عمل باشد
▪︎مدیریت بحران، بیش از آنکه به پیش‌بینی کامل یا اجرای بی‌نقص وابسته باشد، به معنا‌سازی در شرایط ابهام، شجاعت در تصمیم‌گیری تواضع در برابر تخصص ارتباط شفاف، تاب‌آوری روانی و مسئولیت‌پذیری اخلاقی نیاز دارد. در شدیدترین بحران‌ها،قضاوت انسانی، همکاری جمعی و تعهد اخلاقی نقشی به‌مراتب پررنگ‌تر از هر فناوری یا دستورالعمل رسمی ایفا می‌کنند./گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment