داستان این عکس هیچ کم از یک داستان حماسی نداره.پدر اون رو پیاده میکنه که بره مدرسه. ابوالفضل پیاده میشه و با پدرش خداحافظی میکنه و برای اینکه پدرش بره خم میشه بندهای کفشش رو محکم میکنه. بعد از اینکه پدر میره، بجای مدرسه راهش رو کج میکنه و میره تو میدون نبرد و هیچوقت بر نمیگرده...این خاک چنین شیر بچههایی داره که بهش میگیم بیشه شیران. لیاقت این خاک تحت اشغال بودن نیست و بزودی آزاد خواهد شد.امروز تولد ابوالفضله و نیست که ببینه تمام ایران تولدش رو تبریک میگن. تولدت مبارک پسر ایران
🔗 @mihan.means.motherland@PN_KFP