روشنفکر ایرانی؛ مرغ عروسی و عزای «قدرت» و مردم

✍علی آشوری

روشنفکر ایرانی در طول یک قرن گذشته همواره در حاشیه زیسته قدرت او را تهدید کرده و جامعه او را بیگانه دانسته است. اما همین حاشیه، به مرور، بدل به قلمروی تأمل شده است.
در تاریخ معاصر ایران، روشنفکری بیش از آنکه عنوانی اجتماعی باشد، نوعی تقدیر تاریخی است. روشنفکر ایرانی در هر دوره‌ای، میان میدان‌های متضاد ایستاده است؛ از یک‌سو زیر فشار قدرت سیاسی که از اندیشه می‌هراسد، و از سوی دیگر در برابر جامعه‌ای که از آزادی بیم دارد. او همیشه در موقعیتی قرار گرفته که حضورش ضروری و هم‌زمان نامطلوب بوده است. در جشن قدرت از او برای تزیین اصلاحات استفاده شده و در موسم سرکوب، گناهِ شکست به پای او نوشته‌اند.
این سرگذشت از آغاز مشروطه تا امروز ادامه دارد. هر نسل از روشنفکران با امیدی تازه به میدان آمده و با سرخوردگی‌ای مشابه از آن بیرون رفته است. در همه‌ی این فراز و فرودها، چیزی درونی‌تر از ساختار سیاسی در کار بوده است: ناتوانی فرهنگی در پذیرش اندیشه به مثابه امری مستقل. در چنین فضایی، روشنفکر بیش از آنکه بازیگر باشد، ...

📌متن کامل

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment