سلطان واکسن

ران پال، سناتور سابق جمهوری‌خواه می گوید سال ۱۹۷۶ که تازه به کنگره راه یافته بود، حرف از آنفلوآنزای خوکی بالا گرفته بود و مثل همیشه اهالی سیاست می‌خواستند "کاری کنند" (پاندمی آنفلوآنزای خوکی دهه‌ها بعد در ۲۰۰۹ دوباره خبرساز شد). تنها او و یک نفر دیگر به طرح تامین مالی دولت فدرال برای ساخت واکسن آنفلوآنزای خوکی رای منفی داده بودند.

بدبینی او خیلی هم بی‌دلیل نبود؛ از قرار در آن هیاهوی "باید کاری کرد" و شتاب فراوان برای ساختن واکسن، اوضاع به شکل مناسب پیش نرفته بود، حاصل این خیرخواهی دولتی‌ها و تلاش برای پیشگیری و درمان بیماری نه‌تنها بی‌اثر بلکه خطرناک بود. گفته می‌شد احتمال ابتلای کسانی که از واکسن استفاده کرده بودند به نوعی فلج بسیار خطرناک افزایش چشمگیری پیدا می‌کند. امروز البته واکسن‌هایی موثر مانند پاندمریکس و سِلواپان برای آنفلوآنزای خوکی وجود دارد.

باری، او دریافته بود که حاصل مداخله دولتی‌ها و پول از جیب مردم در آوردن و برای "طرح‌های اجتماعی" خرج کردن، چنگی به دل نمی‌زند؛ از این رو هشدار می‌داد که مراقب باشید بابت غائله کرونا هم کلاه مشابهی سرتان نرود. اما حرف اصلی‌اش چیز دیگری بود. می‌گفت کسی مخالف این نیست که واکسن‌ می‌تواند زندگی آدم‌ها را بهبود ببخشند؛ ولی همه واکسن‌ها برای همه افراد چنین اثری ندارند. اجبار همه به‌ویژه کودکان به استفاده از واکسن‌ها افزون بر خطر احتمالی، نقض آزادی آدم‌هاست و حتی با در نظر گرفتن اینکه فلان واکسن روی برخی یا حتی بسیاری مردم اثر مثبت دارد، توجیهی برای اجباری کردن آن نیست. علی‌الاصول خود آدم‌ها بیشتر از دولتی‌ها نگران سلامتی خودشان هستند. وانگهی از دولتی که به بهانه‌های در ظاهر موجه سراغ اجباری کردن واکسن می‌رود تا دولتی جبار همچون کره شمالی که به همه گوشه‌های زندگی آدم‌ها سرک می‌کشند، راه درازی نیست.

خیلی‌ها می‌گویند به فرض آنکه فلان شرکت داروسازی واکسنی موثر هم ابداع کرد، باز باید دولت دست بجنباند و برای توزیع مناسب و عادلانه و حتی تولید این قبیل داروهای "ضروری" وارد کار شود. استدلال این است که شرکت‌های داروسازی به‌طور طبیعی فقط دنبال سود خود هستند؛ به دلیل نیاز شدید مردم و موقعیت انحصاری و ممتازی که از آن برخوردارند، واکسن‌ها به قیمت بالا به داراها می‌رسد و این وسط سر آنها که پولی در بساط ندارند، بی‌کلاه می‌ماند. با آنکه احساسات پاک و بشردوستی این افراد ستودنی است، به نظر می‌رسد یک پیش فرض دارند: فقط شرکت‌های بخش خصوصی، تاجرها و کارآفرینان به سود شخصی خود فکر می‌کنند و اهالی دولت و سیاستمداران فرشتگانی هستند که خود را کاملا وقف بقیه کرده‌اند!

اما مداخله دولت در حل مسائلی از این دست مصداق آن گفته معروف است که گاهی راه حل از خود مشکلی که باید حل شود، بدتر است! در عمل دولتی‌ها یا باید خودشان به تمامی کار را دست بگیرند و با قیمت منصفانه واکسن را به نیازمندان برسانند یا با ماده و تبصره و دستورالعمل و البته تهدید به داغ و درفش به تولیدکننده و توزیع‌کننده بفهمانند که باید حواسش باشد که هر قیمتی دلش خواست نمی‌تواند جنسش را بفروشد. در هر دو حالت هم نتیجه غم‌انگیز خواهد بود.

تردید نکنیم که این بار از "سلطان واکسن" رونمایی خواهد شد؛ "سلطان واکسن" همان سودجویی است که با زدوبند و احتکار نمی‌گذارد واکسن به دست آنها که باید، برسد. اما مشکل فقط از سودجویی "سلطان" نیست، مداخله دولت است که "سلطان‌پرور" است. فساد و پیدایش بازار سیاه و نایاب شدن واکسن‌ها نیز پیامدهای دیگری است که به درجات تجربه خواهند شد. اینها را در هر کتاب پایه اقتصاد نوشته‌اند و مهم‌تر آنکه بارها تجربه شده اند. به قول آن همولایتی اگر این حرف‌ها برای برخی جوک است، ولی برای ما خاطره است!

اما چاره چیست؟ دولت کار را برای "سودجویان" ساده‌تر کند! در آغاز همه استطاعت خرید را ندارند، ولی خیلی زود نیروهای بازار، کار خودشان را می‌کنند و قیمت‌ها پایین می‌آید و در اختیار تعداد بیشتری قرار می‌گیرد. چرا راه دور برویم؟ درباره الکل هم در آغاز همه‌گیری کرونا حرف زیاد بود؛ آن زمان هم می‌شنیدیم که سودجویانی قیمت را گران کرده‌اند و با احتکار کالا دارند با جان مردم بازی می‌کنند، مدتی هم بگیر و ببند بود، ولی اهالی دولت هوشمندانه به جای تاکید بر مسیر نادرست، مقررات و محدودیت دست و پاگیر قبلی را هم کاهش دادند، نتیجه هم درخشان بود، امروز مشکل کمبود الکل وجود ندارد و کم و بیش همه جا با قیمت مناسب دردسترس است. همین منطق بر بقیه کالاها در اقتصاد نیز صادق است. کافی است اجازه دهیم بازار کار خودش را بکند، حتی فقرا هم از آن بهره‌مند خواهند شد. نگران اخلاقی بودن آدم‌ها هم نباشیم، بازار اگر آدم‌ها را اخلاقی نکند، بی‌اخلاقی را کیفر می‌دهد و این برتری کمی نیست، والله اعلم.

https://bit.ly/3hMPuZd

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

5 comments

عالی و زیبا نوشتید جناب دکتر ، احسنت
ای کاش یکبار برای همیشه این مسئله بازار و اعتقاد حقیقی به آن ، حل شود
حسین فقیه عباسی
بسیار با شما موافقم. بنظرم بخاطر تصورات و نظرات اشتباهی که در همین عصر مدرن در باره انکار سرشت بشر مطرح گردید بسیاری از واقعیت های گونه ی انسانی بدور شدند و نتیجه چیزی شد که کارل پوپر برآن توهم صنع گرایی برآن نام نهاد. در هر حال بازار آزاد تنها جایست که طبیعت گاها شرور انسان به نیرویی سازنده مبدل می‌شود. با سپاس از شما. پیروز باد لیبرالیسم
شعار دخالت کنندگان در بازار شاید این است که من دخالت می کنم پس هستم. یا اینکه من هستم چون دخالت می کنم. به قول جناب عالی الله اعلم