تمام دریچه‌ها هم‌صدا،
دعوتت می‌کنند
به صبح
و ترانه و نور...

حتا وقتی که هنوز شب
پاهای سهمگینش را
بر گلوی روز می‌فشارد
باز هم
طلوع ناگزیر‌ است
و روشنایی به‌یقین
در انتظار...

زنجیرهای سرمایه و ستم
سالهای درازیست که پوسیده‌اند
و زنگارشان
می‌پراکند
به فضای تب‌آلود عصیان‌زده از رنج...

خیابان منتظر فریاد است هنوز،

ای کاش
بال‌های مجروح پرواز را
مرهم شویم.

ما هنوز و همیشه
می‌توانیم تاریکی را پاک‌کنیم
تا خورشید بخندد..

«ایراندخت»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment