کدام ماتم را تسلیت بگوییم؟ چهل سال است که عزاداریم، از عزایی به عزایی دیگر. میهن‌مان در آتش جهل و جنون می‌سوزد و هر از گاهی این سوختن با در آتش کشیده شدن جان عزیزی جلوی چشمانمان می‌آید تا بلکه وجدانی بیدار شود.
.
از خودسوزی هما دارابی تا سحر خدایاری ۲۵ سال می‌گذرد. زنانی که از جان خود مایه گذاشته‌اند تا بلکه سکوت سنگین در برابر جور ظالمان شکسته شود.
.
در جامعه‌ ایران خشونت مضاعفی علیه زنان در حریان است. خشونتی که ریشه در قوانبن تبعیض‌آمیز دارد. اما این خشونت انگار برای همه عادت شده است. از بس در درونش بوده‌ایم، خو کرده‌ایم.
.
گه‌گاه وجدان‌هایی بیدار، نهیب می‌زنند که این حق ما نیست. این زیستن شایسته‌ی ما نیست، این زندگی انتخاب ما نیست...مرگ دختر آبی، سیلی بزرگی بود بر گونه‌ جامعه، جامعه‌ای که اینک شرمسار است در برابر این فاجعه.
.
اما هنوز بسیاری از ورزشکاران، سیاستمداران و هنرمندان و روحانیان، سکوت کرده‌اند. این سکوت، همراهی با ظالمان و تائید ضمنی ستمی است که بر مردم روا داشته می‌شود و هرگز فراموش نخواهد شد!
.
ولی چه خوب است که ملت نیز از این پیله عادت، تن خود به بیرون بزند. در هیچ دورانی، هیچ شهروندی را گریزی از مسئولیتش نیست. حتی در دوران دیکتاتوری. استبداد، خشونت و سیطره‌اش را بر پایه‌ ترس و سکوتی که گسترانده بنا می‌کند و با فرو ریختن دیوار ترس هیمنه‌ نظام‌های ایدئولوژیک و مستبد فرو می‌ریزد.
.
آموزشکده توانا، باز هم مصیبت درگذشت سحر خداباری را به خانواده‌اش و به ملت ایران تسلیت می‌گوید و آرزومند ایرانی آزاد و آباد است بی آنکه هیچ جان عزیزی در آتش بسوزد.
.
این طرح از عمر مومنی است. از معروف‌ترین كاريكاتوريست‌های ورزشی جهان که برای سحر خدایاری، دختر آبى، کشیده و از ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه‌های ایران انتقاد کرده است.

@Tavaana_TavaanaTech

Comments

Be the first to add a comment