صبح شرفیاب شدم. نامۀ سفارت آمریکا را که این جا میگذارم تقدیم کردم{1}. فرمودند: باشد که با {ذوالفقار علی} بوتو امشب صحبت کنم، ولی من عقیده دارم که بوتو بسیار پافشاری بی ربطی میکند که میگوید چون هند یک بمب اتمی ترکانده، او هم میخواهد داشته باشد. این که حرف نشد. بر فرض داشته باشد، چه طور استعمالش میکند؟ موشک بالیستیک او کجاست؟ بر فرض یک یا دو بمب، به چه درد میخورد؟ به علاوه مگر هند میتواند به او بمب اتمی بزند؟ مقالۀ لوموند را که این جا میگذارم، به نظر مبارک رساندم. خیلی خندیدیم. ولی عرض کردم به هر حال یک جریان بر علیه ما هست و باید تمام را به خنده نگیریم. عرض کردم آیا ایام عاشورا به کیش تشریف میبرید یا تهران می مانید؟ فرمودند: مثل این که در مسجد سپهسالار بهتر است حضور پیدا کنم (روز عاشورا). عرض کردم اگر دو سه روز قبل از عاشورا تشریف ببرید، فکر نمیکنم اشکالی داشته باشد، با وصف این بسته به میل مبارک است. فرمودند: فکر هر دو باشید تا ببینیم چه پیش می آید. عرض کردم بالأخره برای والاحضرت همایونی فکری میفرمایید؟ آیا اصولاً ایشان خودشان آمادگی دارند؟ فرمودند: یکی دو روز دیگر به تو خواهم گفت. عرض کردم برای سفیر چین که از ایران میرود غلام مهمانی بدهم؟ فرمودند: نه، لزومی ندارد. عرض کردم ظهر هم برای سفیر آمریکا در منزل مهمانی دارم. فرمودند: به او بگو با نظر او در مورد پاکستان موافقم. ظهر سفیر آمریکا با عده ای از وزرا و نخست وزیر مهمان من بودند. نخست وزیر به علت آمدن بوتو نتوانست بیاید. خیلی مهمانی گرمی شد و بیچاره سفیر گریه کرد.{2} فکر نمیکردم این قدر انسان باشد! بعد از ظهر {عباس علی} خلعتبری وزیرخارجه به من گفت، الآن که شرفیاب بودم پیامی شاهنشاه فرمودند که به سفیر بگویی، آن این است که وزارت خارجۀ آمریکا به اردشیر زاهدی گفته است که مأمور سازمان امنیت در نیویورک به نام {بهروز رفیع زاده}{3}، چون کارهای خلاف قانونی میکند، باید از آمریکا برود و شاهنشاه فرمودند: به او بگویید اگر چنین کاری بکنند، ما هم مأمورین آنها را اخراج خواهیم کرد، به علاوه این شخص پیش شما شناخته شده است، با مأمورین شما کار میکند، چه طور کار خلاف میکند؟ گفته اند در کتابخانه، مردم را اغفال میکند. این کتابخانه مربوط به زنهای مسن آمریکا و توسط برادرزاده او اداره میشود. اینها بهانه جویی است. تا به سفیر آمریکا گفتم، گفت I got the message، یعنی خوب فهمیدم. بعد از ظهر و شب تمام در منزل کار کردم.
{۱}- نامۀ سفارت آمریکا و پاسخ علم که به دنبال این یادداشت آمده، دربارۀ تلاش پاکستان برای دسترسی به بمب هسته ایست. دولت آمریکا درخواست کرده که شاه در گفت و گوهای خود با بوتو که قرار بود همان روز به تهران بیاید، او را از ایجاد تأسیسات بازپردازش (reprocessing) (بیرون آوردن مواد قابل سوخت میله های اتمی مصرف شده در نیروگاههای اتمی و بازیابی پلوتونیوم که میتواند برای ساختن بمب هسته ای به کار رود) منصرف سازد. {2}- این مهمانی به مناسبت پایان مأموریت ریچارد هلمز، سفیر آمریکا ترتیب داده شده بود. {3}- در یادداشت به اشتباه رفیعی نوشته شده است. این شخص پس از انقلاب ایران کتابی جنجالی به نام Witness(شاهد) به طبع رساند و در آن نسبت های زننده و بی پایه ای به شاه و علم داد.{ترجمۀ فارسی کتاب را انتشارات زریاب با همین عنوان "شاهد" در سال 1377 در تهران، چاپ و منتشر کرد.(توضیح ویراستار کتاب سرا)}
📚#خاطرات_اسدالله_علم 🖌#امیر_اسدالله_علم جلد 6 & صفحۀ 370 و 371 تهران، کتاب سرا ویرایش از علینقی عالیخانی یکشنبه & 1355/10/5 #پنجم_دی