جوانی را میشناختم که خود را کشت. ... به یاد دارم که در این جلوهفروشی غم انگیز نه شرف بلکه نکبت یافتم. در برابر این سرنوشت حقیر یاد مرگی به راستی بزرگ در ذهنم بیدار میشد. مرگ باغبانی که در حال احتضار به من گفت: "میدانید... گاه هنگام بیل زدن عرق میریختم. درد روماتیسم پایم را میآزرد. و به این زندگی بردگی ناسزا میگفتم. اما امروز دلم میخواهد بیل بزنم. تمام زمین را برگردانم. بیل زدن به چشمم چه زیباست. انسان هنگام بیل زدن چه آزاد است" ...
او قطعه زمینی را آباد میکرد چنانکه سیاره ای را. او با همهی مزرعهها و درختهای روی زمین به پیوند عشق وابسته بود. او شریف و جسور بود. زیرا به نام آدمها علیه مرگ میجنگید...
📚زمین انسانها
🖌آنتوان دو سنت اگزوپری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing