هفت ماه پس از خروج سفیر آمریکا، ماجرای ٤٤٤ روز اسارت کارکنان سفارت آمریکا در تهران آغاز شد. از نظر عدد، رکورد ٢٥ تا ٢٨ مرداد در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا را شکست اما به آن گره خورد، همچنان زنده است و بر تاریخ روابط دو کشور سایه‌ای سنگین افکنده. تقریباً هر بحثی دربارهٔ پیشینهٔ آن روابط با ٤٤٤+٣ آغاز می‌شود و چه بسا در همین دو اعداد گیر کند. بختک ِ چهارصدوچهل‌وهفت.

روابط ایران و آمریکا با چنین بختکی شروع نشد؛ زمانی سرشار از امید و اعتماد بود. سال ١٢٩٠/١٩١١ نمایندگان ترقیخواه مجلس دوم لازم می‌دیدند روشن شود عایدات و مخارج ادارهٔ مملکت دقیقاً چقدر است و چه مقامی چه مبلغی برای چه مصرفی از بیت‌المال پول گرفته و چند تومان در خزانه موجود است.

ترقیخواهان برای پرهیز از گرفتارشدن در چنبر رقابت قدرتهای اروپایی، به این نتیجه رسیدند که باید آدمی کاربلد و نیالوده به زدوبند از جایی دیگر آورد. استخدام مورگان شوستر آمریکایی راههای لفت‌ولیس را (تا آن حد که در ایران ممکن باشد) بست اما به رقابت قدرتهای بزرگ دامن زد. اولتیماتوم روسیه سبب تعطیل مجلس دوم شد و به اخراج شوستر انجامید.

میراث ذهنی آن واقعهٔ‌ دردناک، که آمریکا در آن بی تقصیر می‌نمود، بعدها با اتهامهای خشمگینانهٔ ٢٨ مردادی، که گناهش به گردن آمریکا گذاشته شد، درآمیخت و تبدیل به طرز فکری شد که بعداً توصیفش خواهیم کرد. در این جا همین قدر بگوییم: آمریکا در چشم قاطبهٔ مردم ایران هم قاصر، هم مقصر و هم بدهکار است.

Comments

Be the first to add a comment