منم پور آن نیکبخت آبتین
که دهاک بگرفت از ایران زمین
بکشتش بزارى و من کینه جوى
نِهادم سُوى تخت دهاک روى
همان گاوِ بَرمایه کهام دایه بود
ز پیکر تنش همچو پیرایه بود
ز خون چُنان بى زبان چارپاى
چه آید بر آن مرد ناپاک رآی
کمر بسته ام من مگر جنگ جوى
از ایران به کین اندر آورده روى
سرش را بدین گرزه گاو چهر
بکوبم، نه بخشایش آرم نه مهر
دهاک: آژی دهاک، ضحاک
«سخنِ فریدون شاه»
ایرانیانِ یزدان پرست با فرماندهی فریدون شاه و سپه سالاری کاوه آهنگر، دستگاه بیداد و ستمِ آژی دهاک را بر چیدند...
باشد که با شادی و خرمی به پیکار با دشمنان (بَد اندیشان) بشتابیم
@flith