✅ نمی‌دانم ناقدان در باب پدیده‌هایی چون مرگ و باران چه تحلیلی دارند. بارها در قرآن آمده است که خداوند خود جان‌ها را می‌ستاند (الله یتوفی الانفس حین موتها - زمر: 42)، یا فرشتۀ مرگ قبض ارواح می‌کند (قل یتوفاکم ملک‌الموت الذی و کل بکم - سجده: 11)، با این همه‌، تحلیل طبیعی و مادی مرگ با جان‌ستانی خداوند و ملک‌الموت هیچ منافاتی ندارد. مگر باران را هم خدا نمی‌فرستد و «انزال» نمی‌کند (و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا - نباء) و مگر بنا بر روایات با هر قطره باران فرشته‌ای نازل نمی‌شود؟ حال آیا تبیین طبیعی نزول باران مگر دست خداوند را می‌بندد؟ و او را از صحنۀ طبیعت بیرون می‌کند؟ و اسناد باریدن باران به خداوند را بی‌معنا می‌سازد؟ اگر چنین است، چرا تبیین طبیعی و مادی وحی و کلام خدا و برجسته کردن نقش پیامبر در آن، نسبت آن را با خداوند منقطع کند و سخن گفتن خدا و نزول وحی را بی‌معنا سازد؟ مگر هرچه در طبیعت رخ می‌دهد عللی طبیعی ندارد، پس چرا وحی نازل بر پیامبر از این قاعده مستثنا باشد و بی‌واسطۀ طبیعت، به ماوراءطبیعت مستند گردد؟

🔰 از مقالۀ «طوطی و زنبور»، نوشتۀ عبدالکریم سروش

—————————
🆔: @philsharif

Comments

Be the first to add a comment