زنان در مقاومت مدنی چه نقشی دارند؟ (قسمت دوم)
✍ اریکا چنووت
زنانی که در دوران حکومت ژنرال اگوستو پینوشه، دیکتاتور راستگرا، در شیلی زندگی میکردند، با الگوبرداری از مادران میدان مایو شیوهی مشابهی را برای اعتراض به آدمربایی، شکنجه و قتل هزاران نفر از مخالفان حکومت در پیش گرفتند.این زنان در میدان اصلیِ کنار پارلمان جمع میشدند و در حالی که عکس عزیزانِ مفقودشان را در دست داشتند در سکوت رقص ملیِ شیلی را اجرا میکردند. این روش مؤثر، هم نمادی از ناعادلانه بودن خشونتِ حکومت بود که مصون از هرگونه پیگرد قانونی افراد را به قتل میرساند و هم توجه افکار عمومی را به مطالبات اخلاقیِ زنان در مورد عدالت جلب میکرد. گروههای زنانی که در این دوران شکل گرفتند به ستون فقراتِ جنبش دموکراسی خواهانهای تبدیل شدند که در میانهی دههی ۱۹۸۰ پدید آمد. سرانجام، وقتی ژنرال پینوشه از مردم خواست که با شرکت در همهپرسی به تداوم حضور او در قدرت رأی مثبت دهند، گروههای زنان به سازماندهیِ آرای «منفی» کمک کردند. حدود ۵۶ درصد از شرکتکنندگان در این همهپرسی، رأی منفی به صندوق ریختند و به این ترتیب مخالفان پینوشه به پیروزیِ قاطعی دست یافتند.افسران نظامیِ پینوشه نتیجهی همهپرسی را تأیید کردند و در پی برگزاری انتخابات در سال ۱۹۸۹، پینوشه از قدرت کنار رفت و نظام دیکتاتوری برچیده شد. این اجراهای نمادینِ چشمگیرِ رقص ملیِ شیلی توجه جامعهی جهانی را جلب کرد و در سال ۱۹۸۷، استینگ، موسیقیدان بریتانیایی، با الهام از آن، ترانه اعتراضآمیزِ «آنها تنها میرقصند» را سرود. در سال ۱۹۸۸، استینگ همراه با دیگر هنرمندان و مادران میدان مایو، این ترانه را در کنسرتی که سازمان «عفو بینالملل» در آرژانتین به نشانهی اعلان همبستگی با مردم شیلی برگزار میکرد، اجرا کرد.
زنان همیشه نوآوریهای تاکتیکیِ جدید و خلاقانهای را ارائه کردهاند که برغنای راهکارهای مهمی که امروز بدیهی به شمار میرود، افزوده است. در قرن نوزدهم، «مجمع ارضیِ زنان» در ایرلند به امید دستیابی به استقلال ایرلند از سلطهی بریتانیا راهکارهای جدیدی را برای عدمهمکاری ابداع کرد. زنان ایرلندی، که با نظام فئودالیِ موروثی روبهرو بودند، اغلب مسئولیت کشت غلات و پرداختِ اجارهبها به زمینداران را بر عهده داشتند، زمیندارانی که بسیاری از آنها مردان انگلیسیای بودند که در آنجا زندگی نمیکردند. اما تلاشهای زنان ایرلندی به تضمین حقوق ارضی، از جمله ممنوعیت اخراج خودسرانه، نینجامید و فرصتی برای تحرک اجتماعی یا اقتصادی فراهم نکرد. زنان ایرلندی به منظور کاهش قدرت اقتصادی بریتانیا، کارزاری به راه انداختند و از پرداخت اجارهبها و کمک به برداشتِ محصول خودداری کردند. در سال ۱۸۸۰، یکی از این کارزارها سروان چارلز بایکوت، یک دلّال املاک در کانتیمایو، را هدف قرار داد تا او را منزوی کند. اعضای «مجمع ارضی زنان» همراه با مغازهداران محلی، آهنگران، نانوایان، آشپزها، زنان رختشو، زنان خدمتکار، پستچیها، و دیگران از ارائهی خدمات به وی خودداری کردند و در نتیجه او مجبور شد که ایرلند را ترک کند و به انگلستان برود ــ اینگونه بود که واژهی «بایکوت» بر سرِ زبانها افتاد. این روش در سراسر ایرلند رایج شد. یک سال بعد، لایحهی جامع اصلاحات ارضی در پارلمان بریتانیا خواستههای تحریمکنندگان را پذیرفت و به مالکیتِ مشترک میان زمینداران و مستأجران، کارمزد منصفانهی دلّالان و تضمین در قبال اخراج رسمیت بخشید.
گاهی زنان بر خلاف انتظارات جنسیتیِ سنتی از نحوهی رفتارِ مردان و زنان عمل کردهاند تا قدرت بیافرینند. برای مثال، هزاران مصری، با الهام از «انقلاب کرامت» سال ۲۰۱۰ در تونس، در اوایل سال ۲۰۱۱ شروع به اعتراض به دیکتاتوریِ حسنی مبارک کردند، اعتراضی که در نهایت به خیزشی سراسری با مشارکت میلیونها مصری انجامید. در میانهی ژانویهی ۲۰۱۱، اسما محفوظ، یک زن مصریِ ۲۵ ساله، با انتشار ویدیویی در یوتیوب از مردان مصری خواست که علیه مبارک قیام کنند ــ و برای اثبات شهامتِ خود به زنانی بپیوندند که در میدان تحریر سرگرم اعتراض بودند. در آن زمان، هزاران مصری در میدان تحریر جمع شده و منتظر تظاهرات بزرگ ۲۵ ژانویه بودند. اسما محفوظ با انتشار این ویدیو کوشید تا مردانگیِ مصری را علیه حکومت بسیج کند.
به همین ترتیب، زنان از نقشهای جنسیتی استفاده کردهاند تا پلیس و نیروهای امنیتی را به خاطرِ نحوهی برخوردشان با معترضان شرمسار کنند و آنها را وادارند که خویشتنداریِ بیشتری از خود نشان دهند.
برای مثال، جنبش فمینیستی و زیستمحیطیِ «کمربند سبز» در کنیا به شیوهای خلاقانه از تابوهای اجتماعیِ برای رویارویی با نیروهای امنیتی استفاده کرده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing