ترجمه در عصر هوش مصنوعی؛ جدال انسان، ماشین و معنا در لوژآرت
گزارشی از نشست «ترجمه و مترجم در عصر هوش مصنوعی» در آکادمی لوژآرت
با حضور و مشارکت:
مهدی فاتحی، آراز بارسقیان، احسان زیورعالم، نیما م. اشرافی، علی خیمهدوز، حمید دشتی، سعید ذهنی، آرام محضری، مرتضی حاجیعباسی، علی صدر، ChatGPT و دیگر حاضران.
این نشست با مدیریت مهدی فاتحی در آکادمی لوژآرت برگزار شد. در آغاز جلسه، پس از طرح مسئله و بیان محورهای اصلی بحث، فاتحی از حاضران دعوت کرد تا در گفتوگو مشارکت کنند و صرفاً شنونده سخنان سخنرانان نباشند. به این ترتیب، جلسه از ابتدا با هدف شکلگیری یک میزگرد و مواجهه دیدگاههای مختلف آغاز شد.
آراز بارسقیان در ابتدای بحث با اشاره به واکنشهای تند و گاه توهینآمیز برخی افراد به ترجمههای هوش مصنوعی گفت: «برای من قابل فهم و توجیه نیست که چرا عدهای نهتنها با ترجمه هوش مصنوعی ــ که به ادعای من و با استناد به شواهد و آمار، دقت بالایی دارد ــ مخالفت میکنند، بلکه به فحاشی و آزار و اذیت من مشغولاند؛ در حالی که این کار هیچ منفعت اقتصادی مستقیمی برای من ندارد.»
او در ادامه از حاضران خواست پیش از هر چیز دلیل مخالفت و عصبانیت خود را توضیح دهند: چرا ترجمه یک اثر توسط سه یا چهار مترجم مختلف، با وجود تفاوتهای کیفی و ضعف و قوت هر یک، پذیرفته میشود، اما وقتی پای هوش مصنوعی به میان میآید، چنین گارد و مقاومتی شکل میگیرد؟
بارسقیان در این بخش بهطور مشخص خطاب به علی خیمهدوز پرسید که چرا با ترجمه هوش مصنوعی مخالف است. خیمهدوز که از مخالفان جدی این فناوری بود، آن را فاقد روح و معنا میدانست و معتقد بود ماشین نمیتواند روح و معنا تولید کند، بلکه صرفاً به بازتولید و کپیبرداری میپردازد و اساساً از شعور برخوردار نیست.
حمید دشتی نیز با تأکید بر ضرورت احترام به انسان، معتقد بود هوش مصنوعی هرگز نمیتواند واجد تواناییها و ارزشهای انسانی باشد و گسترش آن میتواند به نابودی اخلاق و ارزشهای انسانی منجر شود.
آرام محضری، رئیس کانون نمایشنامهنویسان، در ادامه از حاضران خواست با صبوری حضور و دیدگاههای یکدیگر را بپذیرند و برای مخالفت و حتی خطا کردن یکدیگر فرصت قائل شوند. او همچنین با اشاره به تأثیر گسترده هوش مصنوعی بر نمایشنامهنویسی و اجرای تئاتر، بر ضرورت توجه به تغییراتی تأکید کرد که این فناوری در عرصه هنر ایجاد کرده است.
سعید ذهنی، رئیس کانون موسیقی، آهنگساز و کارگردان تئاتر، نیز با اشاره به تغییرات گستردهای که هوش مصنوعی در عرصه موسیقی و ترکیبهای صوتی ایجاد کرده است، از بازگشتناپذیری جهان به وضعیت پیش از ظهور این فناوری سخن گفت. او معتقد بود هوش مصنوعی تحولات بزرگی در این حوزه ایجاد خواهد کرد، هرچند خروجیهای آن همچنان خالی از خطا نیست و باید با احتیاط و دقت از آن استفاده کرد.
مرتضی حاجیعباسی، نویسنده کتاب «داستایفسکی در پتروآباد» و منتقد ادبی، با اشاره به تحصیلات و مطالعات خود در زمینه پردازش اطلاعات و هوش مصنوعی گفت که در این حوزه تا مقطع تحصیلات تکمیلی تحصیل کرده و پژوهشهایی نیز انجام داده است. او با اشاره به سازوکار الگوریتمی و شبکهای این فناوری معتقد بود امکان خطا در عملکرد آن بهتدریج کاهش یافته است.
حاجیعباسی با تأکید بر اینکه ترجمه هوش مصنوعی همچنان به ویرایش، انتخاب و نظارت انسانی نیاز دارد، گفت در عمل میتوان آن را به کار گروهی هزار مترجم تشبیه کرد که همزمان بر ترجمه یک متن کار میکنند؛ اتفاقی که میتواند دقت و کیفیت خروجی را افزایش دهد. او همچنین استدلالهای فلسفی مطرحشده درباره فقدان معنا و شعور در هوش مصنوعی را برای ارزیابی کارکرد عملی آن بیمعنا دانست و معتقد بود باید نتیجه کار را ملاک داوری قرار داد.
مهدی فاتحی نیز با تأکید بر اینکه اگر حاصل کار هوش مصنوعی مطلوب و حتی در آینده بهتر شود، اصرار بر جستوجوی معنویات و ماهیت انسانی در سازوکار آن چه ضرورتی دارد، گفت: «چرا باید در همهجا به دنبال معنویات باشیم و مثل عرفا به دنبال نخود سیاه وجود بگردیم؟»
او در ادامه خطاب به مخالفان و البته مترجمان گفت: «چه بخواهیم و چه نخواهیم، جهان رو به جلو و پیشرفت است و منتظر ما نمیماند تا مبادا کارمان، منافعمان یا معنای اجدادیمان را از دست بدهیم. بهزودی همگی دوست یا دستیار هوش مصنوعی خواهیم شد و شاید به موضع امروزی خودمان بخندیم.»
فاتحی در پاسخ به پرسش بارسقیان درباره علت مقاومت و نپذیرفتن این تغییرات، جملهای از آپتون سینکلر را یادآوری کرد:
«دشوار است کسی را وادار کنی چیزی را بفهمد، وقتی حقوق و درآمدش به نفهمیدن آن چیز وابسته است.»
او در توضیح این جمله تأکید کرد که مسئله صرفاً نخواستن نیست؛ گاهی منافع و موقعیت فرد چنان به یک وضعیت وابسته است که امکان پذیرش و فهم تغییرات پیش رو برای او دشوار یا حتی ناممکن میشود.